جغرافیا و برنامه ریزی شهری

جغرافیا وبرنامه ریزی شهری

 - فصل ششم برنامه پنج ساله پنجم توسعه کشور: توسعه منطقه ای

ماده- ١۵٩

به منظور تصمیم گیری، تصویب، ھدایت، ھماھنگی و نظارت در امور برنامه ریزی و بودجه استانھا، در

چارچوب برنامه ھا و سیاست ھای و خط مشی ھای لان کشور، شورای برنامه ریزی و توسعه ھر ا ستان

به ریاست استاندار تشکیل می شود. ھمچنین برای افزایش اختیارات شھرستان ھا در چارچوب وظایف

شورای برنامه ریزی و توسعه استان، کمیته برنامه ریزی در ھر شھرستان به ریاست فرماندار تشکیل می

گردد.

تبصره دبیری شورای مذکور بر عھده معاون برنامه ریزی استاندار می باشد که عزل و نصب وی با

پیشنھاد استاندار و تایید معاونت انجام می گیرد و زیر نظر استاندار و تحت نظارت معاونت فعالیت می نماید.

- آیین نامه اجرایی این بند شامل وظای، اختیارات، ترکیب اعضاء و کارگروه ھای تخصصی شورای برنامه

ریزی و توسعه استان و کمیته برنامه ریزی شھرستان به پیشنھاد مشترک معاونت و وزارت کشور به تصویب

ھیات وزیران خواھد رسید.

ماده- ١۶٠

به منظور تمرکززدایی و افزایش ا ختیارات در جھت توسعه و عمران استان ھا، نظام درآمد – ھزینه استانی

به شرح زیر ساماندھی می گردد:

الف – بودجه سالانه استانی شامل: منابع استانی (درآمد استانی، درآمد اختصاصی، واگذاری دارائی ھای

مالی و سرمایه ای، سھم از منابع مالی) و مصارف استانی (اعتبارات ھزینه ای و تملک دارائی ھای

سرمایه ای و مالی) به صورت سرجمع د رقوانین بودجه سنواتی درج می گردد. توزیع دستگاه – برنامه

اعتبارات ھزینه ای و توزیع فصل- برنامه اعتبارات تملک دارایی ھای سرمایه ای بر عھده شورای برنامه ریزی

و توسعه استان است.

ب – سند بودجه سالانه استان که تعھدات شورای برنامه ریزی و توسعه استان و معاونت را مشخص می

نماید در قالب قراردادی تنظیم و بین رییس شورا و معاونت مبادله می گردد. قالب قرار داد مذکور توسط

معاونت تھیه و ابلاغ می شود.

ج – در ھر استان، خزانه معین استان وابسته به خزانه داری کل و زیر نظر اداره کل امور اقتصادی استان

تشکیل می شود. خزانه داری کل موظف است برای ھر یک از خزانه ھای معین استان یک حساب به عنوان

"حساب خزانه داری کل" (خزانه معین استان) در مرکز استان ذی ربط افتتاح کند و در ابتدای ھر سال نیز

میزان تنخواه گردان ھر استان را متناسب با اعتبارات مصوب ھزینه ای و تملک سرمایه ای آن استان

خزانه معین استان) واریز نماید. ) « حساب خزانه داری کل » محاسبه و حداکثر تا بیستم فروردین ماه به

د – به منظور تخصیص اعتبارات استانی و در اختیار استان با توجه به وضعیت تحقق درآمدھا، سیاست ھا و

خط مشی ھای کلی ناظر بر بودجه عمومی دولت، کمیته تخصیص اعتبارات استان با مسئولیت استاندار و

عضویت معاونین برنامه ریزی و عمرانی استاندار و مدیر کل امور اقتصادی و دارایی استان تشکیل می شود.

ه – به تناسب واگذاری فعالیت ھا و طرح ھای تملک دارائی ھای سرمایه ای از ملی به استانی، معاونت

نسبت به جابجایی بخشی از اعتبارات دستگاه ھای اجرائی ملی به استان ھا در طول سال اقدام می

نماید.

و – به منظور جھت دھی سرمایه گذاری ھا در استان ھا متناسب با نیازھای منطقه از ابتدای برنامه، توزیع

بین بخشی ٢٠ درصد از تسھیلات اختصاص یافته به ھر استان، با ھماھنگی معاونت توسط شورای برنامه

ریزی و توسعه استان صورت می گیرد.

ماده- ١۶١

به منظور اصلاح و متناسب سازی ساختار و تشکیلات دستگاه ھای اجرایی استانی و مدیریت منابع

انسانی در استان ھا اقدام ھای زیر انجام خواھد گرفت:

الف – سھم ھر استان از تعداد مجوز ھای استخدامی که به تصویب ھیات وزیران رسیده است به

استانداران ابلاغ می شود تا توسط شورای برنامه ریزی و توسعه ھر استان، بین دستگاه ھای اجرایی

استان توزیع می شود.

ب – استانداران مجازند با تصویب شوراھای برنامه ریزی و توسعه استانھا، نیروھای مازاد و ھمچنین تا

سقف ١٠ درصد از سایر نیروھای شاغل در دستگاھھای اجرایی مستقر در استان را به سایر دستگاه ھای

اجرایی مامور و یا منتقل نمایند.

ماده- ١۶٢

در راستای تحقق اصل چھل و ھشتم قانون اساسی، سیاست ھای کلی و وصول به چشم انداز و به

منظور استفاده متوازن از امکانات کشور و توزیع عادلانه و رفع تبعیض و ارتقاء سطح مناطق کمتر توسعه

یافته و تحقق پیشرفت و عدالت حداقل ١٠ درصد از سرجمع اعتبارات بودجه عمومی با تصویب ھیات وزیران

برای حمایت مالی از امور عمرانی، فرھنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و امنیتی اختصاص می یابد.

ماده- ١۶٣

به منظور ارتقاء نظام برنامه ریزی کشور با لحاظ نمودن دو اصل آمایش سرزمین و پایداری محیطی در کلیه

فعالیت ھای توسعه ای و سرمایه گذاری ھا ملی و استانی، ایجاد ھماھنگی بخشی، منطقه ای وبخشی

– منطقه ای به منظور رعایت عدالت در توزیع منابع و فرصت ھا، توسعه متوازن مناطق، ارتقاء توانمندی ھای

مدیریتی استانھا و انتقال اختیارات اجرایی به استانھا و تمرکز امور حاکمیتی در مرکز، ساز و کارھا و شاخص

ھای لازم به تصویب ھیات وزیران می رسد.

ماده- ١۶۴

شورای آمایش » ، به منظور ھماھنگی و نظارت بر تھیه و اجرای برنامه ھا و طرح ھای توسعه سرزمینی

با شرح وظایف اصلی ذیل تشکیل می شود: « سرزمین

« نظام یکپارچه برنامه ریزی و مدیریت توسعه سرزمین » ١-تدوین و تصویب

و تنظیم روابط ارکان اصلی آن. « نظام یکپارچه برنامه ریزی و مدیریت توسعه سرزمین » ٢-نظارت بر استقرار

٣-بررسی و تصویب برنامه ھا و طرح ھای توسعه سرزمینی در سطوح ملی، منطقه ای و استانی و نظارت

بر اجرای آنھا.

- آیین نامه اجرایی این ماده شامل ترکیب اعضاء شرح وظایف تفصیلی، مسئولیت، اختیارات و ارکان آن

حداکثر ظرف مدت شش ماه از تصویب این قانون به تصویب ھیات وزیران خواھد رسید.

ماده- ١۶۵

دستگاه ھای اجرایی مکلفند برنامه ھای عملیاتی خود را به گونه ای تنظیم نمایند که زمینه تحقق جھلت

گیری ھای آمایش سرزمین را فراھم آورد.

تبصره ١- مسئولیت پیگیری و نظارت بر تحقق مفاد این ماده بر عھده معاونت می باشد.

تبصره ٢- دولت با پیشنھاد شورای آمایش سرزمین، سیاست ھای تشویقی و بازدارنده، از جمله یارانه

سود و کارمزد تسھیلات بانکی، تعرفه ھا، عوارض، مالیات ھا و سایر مقررات را برای فعالیت ھا و مناطق

مختلف کشور به گونه ای تنظیم نماید که برنامه ھا، اقدام ھا و سرمایه گذاری ھا بخش ھای عمومی و

غیردولتی در راستای تحقق جھت گیری ھا آمایش سرزمین ھدایت شوند.

ماده- ١۶۶

در سطوح ملی، « نظام ارزیابی راھبردی محیطی » ، بمنظور تحقق اھداف مندرج در اصل ۵٠ قانون اساسی

منطقه ای و موضوعی براساس محورھای ذیل تدوین و به اجرا در می آید:

الف – راھبردھای کلی توسعه مناطق و منظور نمودن اثرات تجمعی این راھبردھا

ب – شاخص اثرات محیطی توسعه و شاخص ظرفیت زیستی

ج – اعمال شاخص ھای پایداری منطقه ای و ملی.

د – پایش برنامه ھا و طرح ھای توسعه ای منطقه و موضوعی

ه – برنامه توانمندسازی و تعیین سازو کار اجرایی ارزیابی راھبردی محیطی

تبصره ١- شورایعالی حفاظت محیط زیست، نھاد ملی مسئول ارزیابی راھبردی محیطی طرح ھا و برنامه

ھای توسعه ملی – موضوعی می باشد.

تبصره ٢ شوراھای ھماھنگی توسعه منطقه ای، مسئول ارزیابی راھبردی محیطی برنامه ھای توسعه

ای منطقه ای براساس ضوابط مصوب شورای عالی محیط زیست می باشند.

آیین نامه اجرایی این ماده شامل فرآیند و ساز و کارھای اجرایی ارزیابی راھبردید به تصویب ھیات وزیران

خواھد رسید.

ماده- ١۶٧

در راستای ھماھنگی در تصمیم گیری ھای فرا استانی، در صورت ضرورت با پیشنھاد معاونت، شوراھای

ھماھنگی توسعه منطقه ای در مناطق مذکور با تصویب ھیات وزیران تشکیل می شود.

ماده- ١۶٨

به منظور بھره برداری خردمندانه از منابع طبیعی و پایه، نظام شاخص ھای پایداری محیطی تا سال دوم

برنامه در چارچوب موارد ذیل تھیه و به اجرا در می آید:

الف – تدوین مدل ملی شاخص ھای پایداری

ب – ایجاد بانک داده و اطلاعات شاخص ھای پایداری

ج تعیین شاخص ھای پایداری و کمی نمودن آن برای سالھای برنامه پنجم

د – تعیین ضوابط و معیارھیا پایداری ناظر بر متعادل سازی بار محیطی و کنترل اثرات توسعه بر محیط طبیعی

و انسانی.

- آیین نامه اجرایی این ماده شامل دستگاه ھای اجرایی مسئول و ھمکار، رویکرد ھای کلی و زمانبندی

تدوین و اجرای نظام و مراجع تصویب آن به تصویب ھیات وزیران خواھد رسید.

ماده- ١۶٩

به دولت اجازه داده می شود نسبت به تدوین برنامه جامع تقسیمات کشوری که در بردارنده شاخص ھای

ناظر بر بازنگری واحدھای تقسیماتی موجود بر ایجاد سطوح تقسیمات کشوری جدید با جھت گیری عدم

تمرکز و تفویض اختیار به مدیران محلی و تقویت نقش استانداران به عنوان عالی دولت در استانھا و مسئول

مدیریت یکپارچه شھری می باشد، اقدام نماید. واگذاری اختیارات وزرا به استانداران و اختیارات استانداران و

مدیران کل به فرمانداران ویژه براساس آیین نامه ای خواھد بود که به تصویب ھیات وزیران می رسد.

تبصرهدر راستای اصل یکصدم قانون اساسی، مصوبات شوراھای اسلامی شھر و روستا نباید مغایر با

مصوبات ھیات وزیران باشد.

محیط زیست

ماده- ١٧٠

به دولت اجازه داده می شود به منظور حفاظت، احیاء و بھره برداری پایدار از محیط زیست، منابع طبیعی و

تنوع زیستی نسبت به موارد زیر حداکثر تا پایان سال دوم برنامه اقدام نماید:

الف – تدوین و اجرای برنامه مدیریت یکپارچه زیست بومی و برنامه عمل حفاظت و بھره برداری پایدار از تنوع

زیست بومھای حساس و شکننده کشور

ب – تدوین طرح جامع حفاظت، ساماندھی و مدیریت یکپارچه سواحل کشور متضمن تعیین حریم و

آزادسازی سواحل و ممانع از تخریب و تغییر کاربری سواحل و اراضی جلگه ای مجاوز و اجرای آن در طول

برنامه.

تبصره ١- قوه قضائیه، نھادھای نظامی و انتظامی و شھرداری ھا موظف به ھمکاری کامل با دولت برای

تحقق مفاد این بند می باشند.

تبصره ٢سازمان حفاظت محیط زیست، مناطق صاحلی و دریایی با حساسیت بالای زیست محیطی را

شناسایی و ا علام نماید.

« صندوق ملی محیط زیست » تبصره ٣اصلاح اساسنامه

ماده- ١٧١

به منظور تسھیل امر سرمایه گذاری، سازمان محیط زیست ضوابط و استانداری ھای زیست محیط

مشخص، شفاف و ثابت برای یک دوره زمانی پنج ساله را تدوین و جھت درج در کتاب راھنمای سرمایه

گذاری (موضوع تبصره ٣ ماده ٧ قانون اجرای سیاست ھای کلی اصل چھل و چھارم قانون اساسی) ظرف

شش ماه اول برنامه ارائه نماید. کلیه واحدھای تولیدی، صنعتی، عمرانی، خدماتی و زیربنایی موظف به

رعایت آن می باشند.

ماده- ١٧٢

به منظور کاھش عوامل آلوده کننده و مخرب محیط زیست کلیه واحدھای بزرگ تولیدی، صنعتی عمرانی،

خدماتی و زیربنایی موظفند:

الف – طرح ھا و پروژه ھای بزرگ تولیدی، خدماتی و عمرانی خود را پیش از اجرا و در مرحله انجام مطالعات

امکان سنجی و مکان یابی براساس ضوابط مصوب شورای عالی محیط زیست مورد ارزیابی اثرات زیست

محیطی قرار دھند.

ب – نسبت به نمونه برداری و اندازه گیری و تخریب زیست محیطی خود اقدام و نتیجه را در چارچوب خود

اظھار به سازمان حفاظت محیط زیست ارائه نمایند. واحدھایی که قابلیت و ضرورت نصب و راه اندازی

سیستم پایش لحظه ای و مداوم را دارند باید تا پایان سال سوم برنامه، نسبت به نصب و راه اندازی

سیستم ھای مذکور اقدام نمایند. متخلفین مشمول ماده ٣٠ قانون نحوه جلوگیری از آلودگی ھوا خواھند

بود.

ج – مشخصات فنی خود را به نحوی ارتقاء دھند که با ضوابط و استانداری ھای محیط زیست و کاھش

آلودگی و تخریب منابع پایه بالاخص منابع طبیعی و آب تطبیق یابد. ھزینه ھای انجام شده با تائید سازمان

حفاظت محیط زیست به عنوان ھزینه ھای قابل قبول مالیاتی این واحدھا منظور می گردد. متخلفین

مشمول پرداخت جریمه زیست محیطی، خسارت وارده را به خزانه واریز می نمایند و معادل صددرصد وجوه

حاصله در قالب بودجه سالانه کشور به صندوق ملی محیط زیست جھت سالم سازی و رفع آلودگی ھا و

بھره برداری پایدار از منابع محیط زیستی واریز می گردد.

ماده- ١٧٣

شھرداری کانشھرھا موظفند در راستای مدیریت پسماند شھری و کاھش آلودگی ھوا:

الف – به نحوی اقدام نماید که ھر ساله ١٠ درصد از حجم پسماند ورودی به محل ھای دفن (با تاکید بر

زباله سوز مرکزی) کاسته شود.

ب – تمھیدات لازم را برای کاھش آلودگی ھوا تا حد استاندارد مصوب فراھم نمایند.

توسعه روستایی

ماده- ١٧۴

دولت مکلف است به منظور بھبود وضعیت روستاھا در زمینه سیاستگذاری، برنامه ریزی، راھبری، نظارت و

ھماھنگی بین دستگاه ھای اجرایی، ارتقاء سطح درآمد و کیفیت زندگی روستاییان و کشاورزان و کاھش

نابرابری ھای موجود بین جامعه روستایی، عشایری و جامعه شھری، اقدام ھای زیر را به عمل آورد:

الف – ایجاد ساختار مناسب فرابخشی برای مدیریت ھماھنگ توسعه روستایی و عشایری

ب – ارتقاء شاخص ھای توسعه روستایی و ارائه خدمات نوین و تھیه برنامه ھای اولویت بندی خدمات

روستایی با توجه به شرایط منطقه ای و محلی.

ج – حمایت از گسترش کشاورزی صنعتی و صنایع روستایی با اولویت توسعه خوشه ھا و زنجیره ھای

صنعتی – کشاورزی کوچک و متوسط که بخش اعظم نھاده ھا و عوامل تولید آن در جغرافیای روستایی

وجود دارد و ھمچنین صنایع دستی و خدمات گردشگری وایجاد و توسعه بازارھای محلی با اولویت مراکز

دھستان ھای دارای قابلیت توسعه.

د – تعیین الگوی مدیریت در آبادی ھای فاقد شورای اسلامی

ه – حمایت از صندوق ھای محلی اعتبارات خرد روستایی و عشایری و قرض الحسنه ھا توسعه اشتغال

روستایی با ھدف تامین منابع مالی خرد روستایی.

و – ایجاد بانک تامین مالی خرد از طریق تغییر و تعیین وظایف یکی از بانک ھیا موجود یا ایجاد بانک جدید.

ز – تدوین سیاست ھای تشویقی در جھت مھاجرت معکوس ( از شھر به روستا) و تثبیت نسبی جمعیت

روستایی تا آخر سال اول برنامه.

ح – بھسازی، نوسازی، بازسازی و ایمن سازی ساختار کالبدی محیط و مسکن روستایی مبتنی بر الگوی

معماری ایرانی – اسلامی با مشارکت مردم، دولت و نھادھای عمومی

ط – آموزش فنی و حرفه ای مستمر روستاییان با ھدف توانمند سازی برای ارائه و استفاده از خدمات نوین و

مشارکت در فعالیت ھای صنعتی و بھبود کیفیت تولیدات.

ی – ساماندھی و استقرار فعالیت ھای کارآفرینی و اشتغال زای کوچک و متوسط تولیدی و خدماتی در

مناطق روستایی از طریق ارائه مشوق ھای مالی و اعتباری

ک – ساماندھی روستاھا در قالب مجموعه ھای روستایی به منظور خدمات رسانی بھتر و موثرتر

ل – ساماندھی حمل و نقل بار و مسافر در روستاھای بالای ۵٠ خانوار و پوشش برنامه ھای نگھداری و

ایمن سازی شبکه راه ھای روستایی.

آیین نامه اجرایی این ماده شامل تعیین مدیر ارشد روستا، چگونگی و فرایند اعمال حمایت ھای ذکر شده،

نحوه مشارکت و تعاریف و چگونگی مدیریت مجموعه روستایی در سال اول برنامه به تصویب ھیات وزیران

خواھد رسید.

 و تعمیق دیپلماسی عدالت خواھی در جھان__

+ نوشته شده در  یکشنبه 1391/04/11ساعت 11:32 قبل از ظهر  توسط تیمور قادرمرزی  | 

تعاریف:

   برنامه ریزی کاربری اراضی «علم تقسیم زمین و مکان برای کاربردها و مصارف مختلف زندگی» می باشد .برنامه ریزی کاربری زمین «مدیریت خردمندانه فضا به منظور بهینه سازی الگوی توزیع فعالیتهای انسان» است (رضویان،1381: 14). برنامه ی (طرح) کاربری زمین، بیانی از مقاصد اجتماعی در مورد چگونگی انجام الگوهای آینده ی کاربری زمین می باشد و در نتیجه نواحی که باید به انواع خاص کاربری زمین اختصاص داده شود مشخص کرده و تراکم ، شدت استفاده برای هر طبقه (از قبیل مسکونی ، تجاری و صنعتی) و استفاده های عمومی متعدد را تعیین می نماید، هم چنین نوع اصول و استاندارد هایی که باید در توسعه و حفظ این نواحی به کار برده شود را مشخص می کند(سیف الدینی ،1381 :166). برنامه ریزی برای کاربری زمین شهری، یعنی ساماندهی مکان و فضایی فعالیتها و عملکردهای شهری براساس خواستها و نیازهای جامعه شهری. این برنامه ریزی در عمل هسته ی اصلی برنامه ریزی شهری است و انواع استفاده از زمین را طبقه بندی و مکان یابی می کند(سعید نیا،1378 :13).   

مفاهیم متفاوت زمین: دو نقطه نظر متفاوت و کاملاٌ متضاد در مورد زمین وجود دارد . از یک طرف به زمین به عنوان دارایی و ثروت توجه می شود. به این معنی که زمین یک کالای خصوصی است که می تواند مورد استفاده و تحت مالکیت قرار گیرد و برای آسایش یا منفعت ، خرید و فروش شود.از طرف دیگر به زمین به عنوان یک منبع طبیعی مشترک نگاه می شود که باید به طور مشروط تقسیم و حفظ شود تا در رابطه با تاثیر آن بر روی اجتماع و شرایطی که به نسل های آینده منتقل می شود مورد توجه قرار گیرد(سیفالدینی، 1381: 165).    

ویژگی ها و ماهیت زمین: زمین یک کالاست و دارای ویژگی هایی است که آن را از سایر کالاها متمایز می سازد: 1. زمین به عنوان کالای محدود و تجدید ناپذیر 2. زمین به عنوان نیاز مبرم و حیاتی بشر 3. زمین به عنوان بستر زندگی و فضای زندگی 4. زمین به عنوان ارتباط تنگاتنگ با مسائل زیست محیطی 5. زمین به عنوان محیطی امن، زیبا و آسایش بشری(زیاری ،1381 :5).  

نظریه های کاربری اراضی شهری   

نظریه نقش اجتماعی زمین :    زمین از نظر ارزش و نقش اجتماعی در آسایش ، امنیت ، زیبایی ، رفاه و کیفیت زندگی بشری تاثیر اساسی دارد(زیاری ،1381 :6 ).   

نظریه نقش اقتصادی زمین: بسیاری از نظریه پردازان معتقدند که زمین به عنوان ثروت ملی محسوب می شود. بنابراین بازار زمین و مسکن یک بازار عادی نیست؛ چون نبایستی با تقاضا تطبیق داده شود (زیاری ،1381: 7). نظریه نقش کالبدی :   نظریه برنامه ریزی فضایی معتققداست ، کاربری زمین شهری باید به ادراک زیبایی ، هویت فضایی و احساس تعلق به محیط زیست پاسخ دهد(زیاری ،1381: 9).  

نظریه کارکرد گرایی: براساس اصول خردگرایی و هزینه- منفعت ، نحوه ی استفاده و بهره گیری از اراضی شهری ، نیز به عنوان ابزاری در جهت تسهیل کارکدهای شهری و تقویت کارایی شهری ، تلقی گردید و ضرورت «استفاده ی منطقی» و «استفاده بهینه» از زمین و فضا در دستور کار قرار گرفت(زیاری ،1381: 12).  

نظریه مدرنیسم: این نظریه بر حول محور مکتب مدرنیسم و در راستای قطع با گذشته و تاریخ و زمان نگاه می کند و فقط و فقط به مسائل معماری می پردازد(زیاری ،1381: 13).  

نظریه فرهنگ گرایی: این نظریه محورهای معنوی را بر محورهای مادی و کل شهر را بر اجزاء آن و مفهوم فرهنگی شهر را بر مفهوم مادی آن مقدم می شمارد (زیاری ،1381: 14).  

نظریه طبیعت گرایی: این نظریه آزادسازی انسان و رهایی وی را از محیط مصنوع و استقرار در طبیعت و توجه به کاربری های طبیعی به عنوان اوقات فراغت توصیه می نماید(زیاری ،1381:14).  

نظریه سلامت روان: این نظریه به مشارکت شهروند در شکل بخشیدن به شهر را توصیه می نماید این نظریه نقش برنامه ریزی را به عنوان عاملی در کاهش بزهکاری گوشزد می کند و دیدی هجران زده نسبت به شهر های بزرگ صنعتی دارند. این گروه مسئله سرانه ها ، آستانه ها و معیارهای مناسب در زندگی (کاربری اراضی شهری) را مطرح می کند(زیاری ،1381: 16).  

نظریه پست مدرنیسم: در این نظریه از معیاری مدرن و کاربر یهای بی روح آن هم چون تبدیل شهرها به قوطی کبریت بی روح و بدون ارتباط با محیط ، وجود برج های اداری ، فروشگاههای بزرگ و غول آسا و بنا های پر هیبت انسان ستیز و نبود مدنیت انتقاد شد و به جای آن ترکیبی از عناصر جدید و سنتی با مفاهیم هنر بومی و هنر متعالی در ساخت و ساز شهرها پیشنهاد کردند(زیاری ،1381: 16). 

نظریه توسعه پایدار کاربری زمین :مبانی نظری این رویکرد بر نگهداری منابع برای حال وآینده ازطریق استفاده بهینه از زمین و واردکردن کمترین ضایعات به منابع تجدید ناپذیر مطرح است (زیاری ،1381: 18).

علت توجه به کاربری زمین :در برنامه ریزی توجه به کاربری زمین در برنامه ریزی ، می تواند به 5 قسمت تقیسم شود : قسمت اول ، اهداف خاص و اصول مربوط به واحدهای مسکونی ، تفریحی ، آموزشی و استفاده های صنعتی زمین است و استانداردهای موجود برای چنین استفاده هایی را بر می شمارد. قسمت دوم ، بر ماهیت و الگوی توسعه در داخل مرز های شهر تاکید می کند . قسمت سوم، با دقت بیش تری به ناحیه ای که عمدتاٌ زمین توسعه نیافته شهر و ناحیه ی نفوذ شهر است نگاه می کند. چهارمین قسمت ، تجزیه ، تحلیل و نتایج بخش های قبلی را فراهم می آورد و طرح هماهنگ و جامع استفاده از زمین برای شهر و ناحیه ی نفوذش ، شامل نواحی تفریحی ، آموزشی و سایر ضروریات ، وسائل تفریح و آسایش که برای سرویس دهی مردم تحت تاثیر ، الزامی است را پیشنهاد می کند. قسمت پنجم، جزء کاربری زمین را کشف و ابزاری که می توانند برای اجرای طرح های پیشنهادی استفاده شوند را می شناسد(سیف الدینی،1381: 153).

اهداف کلان برنامه ریزی کاربری اراضی: اهداف کلان بر دو پایه اصلی یعنی ارزش های توسعه پایدار و اعتلای کیفیت زندگی شهری ،استوار شده است.این اهداف بنا به نگرش جامع نگری به چهار عرصه اصلی تقسیم می شود(رضویان،1381: 57). اهداف ایده آل و مطلوب بلند مدت ، کیفی و مبهمی هستند که ارزشها و آمال جامعه نشات می گیرند. این اساس اهداف کلان در برنامه ریزی کاربری اراضی شامل موارد زیر می شود: 1-اهداف زیست محیطی:که در راستای این موارد می شود:جلوگیری از تخریب زمین،حفظ پیوند شهر و طبیعت،توسعه منابع،حفظ منابع تاریخی و فرهنگی،گسترش فضای سبز،مکان یابی صنایع و خدمات مزاحم،ایمنی از سوانح و ...

2-اهداف اقتصادی:که در راستای این موارد می شود:استفاده بهینه از زمین،جلوگیری از سوداگری زمین،تعدیل حقوق مالکیت، استفاده از اضافه ارزش زمین در جهت منافع عمومی و ...   

3-اهداف اجتماعی :که در راستای این موارد می باشد:کاهش نابرابری در استفاده از زمین ،افزایش تسهیلات و خدمات عمومی ،گسترش فضاهای جمعی،بهسازی بافت های قدیمی،زیبا سازی محیط شهری،تقویت هویت محله ای،اعتلای کیفیت کاربری مسکونی و تفریحی و...   

4-اهداف کالبدی-فضایی :که در راستای این موارد می باشد:توزیع متعادل کاربری ها ،جلوگیری از تداخل کاربری های ناسازگار،حفظ تناسب در توسعه عمودی و افقی،تشویق تنوع و اختلاط کاربری ها،حفظ تناسب میان توده و فضا،تدوین معیارها و استانداردهای مناسب کاربری و... 

اهداف خرد یا ویژه: این اهداف وسیله ای برای دستیابی به اهداف کلان و نقطه ای است که برای دستیابی به آن کوشش های برنامه ریزی شکل می گیرد . اهداف خرد یا ویژه در برنامه ریزی کاربری اراضی شهری عبارتند از:

1. کارایی: این هدف از طریق تشخیص مناسب ترین نوع استفاده از یک قطعه ی زمین ، که بیشترین فایده را با کمترین هزینه بدست می دهد، حاصل می شود و به واسطه ی همین امر توسعه ی شهر به صورت منطقی و با در نظر گرفتن رفاه عمومی صورت می گیرد و سلامتی مردم نیز تضمین می شود و با مکان یابی منابع آلوده ساز در خارج از منطقه ی شهری از آثار آلودگی های مختلف شهری و کانونهای آلوده ساز جلوگیری می گردد . 

2. برابری : هدف برنامه ریزی کاربری زمین از برابری این است که با کاربری صحیح و برنامه ریزی شده ، دسترسی تمامی گروهها را به تسهیلات مورد نیاز و هم چنین توزیع منافع حاصل از آنها را ب طور برابر و متوازن برای گروههای مختلف جمعیت شهری فراهم آورد. 

3. پایداری: پایداری در کاربری اراضی به این معنی است که از امکانات و توان بالقوه هر قطعه زمین چنان بهره گیری شود که این توان نه تنها کاهش نیابد و از بین نرود به طور مداوم بر ظرفیت و ایستایی آن اضافه گردد.  

4. رفاه عمومی : یکی از عوامل مهم و موثر در تعیین اهداف برنامه ریزی کاربری اراضی شهری ، ملاحظات رفاه عمومی است .عوانل تعیین کننده رفاه عمومی عبارتند از : الف) تندرستی ب) ایمنی ج)آسایش د)امنیت (پورمحمدی،1387: 5). 

معیارهای بهینه در مکان یابی کارکرد های شهری: در تعیین مشخصات مکانی هر نوع استفاده از زمین و هر نوع فعالیت شهری ، دو عامل هدایت کننده ، یعنی عامل رفاه اجتماعی و عامل رفاه اقتصادی ملاک سنجش قرار می گیرند. براساس این دو عامل بسیار کلی ، شش معیار زیر در مکان یابی عملکردهای شهری ، ملاک برنامه ریزی کاربری زمین شهری قرار می گیرد 

1. سازگاری: عمده ترین تلاش شهرسازی ، مکان یابی برای کاربری های گوناگون در سطح شهر و جداسازی کاربری های ناسازگار از یکدیگر است . کاربری هایی که دود ، بو ، صدا و شلوغی تولید میکنند ، باید از کاربری های دیگر ، به ویژه کاربری های مسکونی ، فرهنگی و اجتماعی جدا شوند(سعیدنیا،1378: 24).

  2. آسایش : دو مولفه ی فاصله و زمان مهم ترین مولفه در مکان یابی کاربری ها هستند. نوع دسترسی ها با فاصله و زمان سنجیده می شود . این دو عامل واحد اندازه گیری آسایش محسوب می گردند. چگونگی دسرسی به خدمات شهری مورد نیاز ساکنان و دوری از کاربری های مزاحم و ناسازگار از مولفه های مهم آسایش تلقی می گردند(زیاری ،1381: 30).  

3. کارایی: الگوی قیمت زمین شهری ، عامل اصلی و معیار اساسی تعیین مکان کاربری زمین است . هر نوع کاربری از لحاظ اقتصادی و سرمایه گذاری برایند قیمت زمین و وضعیت آن از نظر آماده سازی و مخارج آبادانی است که با روش تحلیل هزینه – منفعت مشخص می شود(سعید نیا،1378: 24). 

4. مطلوبیت: مطلوبیت و دلپذیری در برنامه ریزی کاربری اراضی شهری یعنی تلاش در جهت حفظ و نگهداری عوامل طبیعی ، ایجاد فضاهای باز و دلپذیر ، چگونگی شکل گرفتن راهها ، ساختمانها و فضاهای شهری (پورمحمدی،1387: 94).  

5. سلامتی: اعمال ضوابط محیطی و بهداشتی مناسب برای کاهش آلودگی حاصل از کاربری های مختلف و رعایت استانداردهای بهداشتی برای تامین سلامتی محیط زیست انسانی یکی از اهداف مکان یابی کاربری هاست (همان). 

6. استاندارد های ایمنی: هدف از این کار به طور کلی حفاظت شهر در مقابل خطر های احتمالی است . خطرهای بلایای طبیعی مانند سیل ، زلزله و آتشفشان و طوفان و غیر طبیعی ، مانند هم جواری منطقه ی صنعتی با منطقه ی مسکونی که با اصل سازگاری مورد اشاره مغایرت دارد و سایر مواردی که به نحوه ی ضریب ایمنی و امنیتی شهر را تضعیف می کنند(همان).  

فرایند برنامه ریزی کاربری زمین: در مورد فرایند کاربری زمین نظر واحدی وجود ندارد  فرایند برنامه ریزی کاربری زمین ، شبیه برنامه ریزی شهری است.زیرا هم از لحاظ نظری و هم از جنبه ی عملی ، هسته مرکزی برنامه ریزی محسوب می شود و در چارچوب آن انجام می پذیرد. فرایند برنامه ریزی کاربری زمین از لحاظ عملی شامل شش مرحله است: مرحله اول، شناخت وضع موجود؛ بویژه شناخت اهداف و سیاست هایی که کاربری های متفاوت مسکونی، تجاری ، صنعتی و ... مانند آنها در نظر گرفته شده اند. مرحله دوم ، پیش بینی وضع آینده ؛ مبنب بر آنکه چه مقدار از توسعه ی شهر در داخل مرز های محدوده موجود شهر متمرکزمی گردد و چه مقدار در خارج از محدوده ی موجود شهر متمرکز می گردد و هم چنین چه تغییراتی در الگوی توسعه باید انجام پذیرد و یا الزاماٌ در آینده رخ می دهد. مرحله سوم ، بررسی مناطق و نواحی توسعه نیافته ی پیرامون شهر و مشخص کردن عوامل موثر در انتخاب زمین برای توسعه آینده شهر ، براساس استانداردهای پیشنهادی قابل قبول. مرحله پنجم، تدوین طرح کاربری زمین مرحله ششم ، تنظیم ابزارهای اجرایی ؛ که مهم ترین آن ابزارهای اجرایی ، استاندارد های ذکر شده • استانداردهایی برای ایجاد تسهیلات عمومی در سطوح گوناگون شهری. •در ذیل هستند:  استانداردهایی برای راهنمایی عمومی به قصد سرمایه گذاری در زمینه ی خانه سازی ،  استانداردهایی به عنوان راهنمای تفکیک اراضی ، منطق بندی•صنعت ، تجارت و خدمات.  زمین شهری و اراضی پیرامون ، برای احداث پارکها ، مراکز تفریحی ، ورزشی و فرهنگی(سعید نیا،1378: 16).

 انواع کاربری ها

 1)کاربری مسکونی : قسمت اعظم ساختمانهای هر مجموعه ی زیستی را ، ساختمانهای مسکونی تشکیل میدهد. مطالعات مربوط به مسکن ، تراکم های مسکونی و مانند آنها در هر برنامه ریزی از اهمیت خاصی برخوردار است . برنامه ریزی مسکن باید با نگرشی جامع کلیه ی جوانب ، چه شرایط آب و هوایی و طبیعی و چه شرایط اجتماعی و فرهنگی و یا عوامل مربوط به اقتصاد شهری را مورد توجه قرار دهد نتیجه ی این مطالعات است که تعیین کننده ی سیما و بافت محلات و پاسخگویی ساخت یک مجموعه ی زیستی با کلیه ی تاسیسات وابستگی های آن خواهد بود(رضویان،1381 :94). مسکونی ها شامل : ویلاها ، واحدهای مسکونی ، مجتم های آپارتمانی و واحدهای متروکه است. مکانیابی کاربری مسکونی: برای ایجاد مکان یابی مناسب کاربری مسکونی ، محله های مسکونی در هیچ شرایطی نباید در مناطقی ایجاد شوند که در معرض آلودگی قرار دارند، ازنور کافی برخوردار نیستند ، رطوبت محیط در آن ها از حد مجاز فراتر است ویا در معرض سرو صدای زیادی قرار دارند . برای مکان یابی کاربری مسکونی همچنین باید موارد زیر در بررسی ها منظور شود: *مجاورت با فضای سبز *حذف کاربری های صنعتی *در نظر گرفتن مراکز تجاری *احداث دسترسی های مناسب *احداث در شیب مناسب *اجتناب از احداث آنها در زمینهای سست و بی ثبات *عدم احداث در مسیر مسیل ها(رضویان،1381: 97).  

2)کاربری تجاری :اولین اقدام درامر تاسیس مراکز تجاری این است که مکان گزینی مراکز تجاری نباید تنها نتیجه جواسته های یک معیار یا سرمایه دور باشد بلکه تصمیم دراین مورد باید نتیجه بررسی عمیق وضع بازار، موقعیت محل، فضا های مشابه موجود، جمعیت فعال، ساختمان ها تاسیسات مورد نیازدر آینده ومنطقه تحت نفوذ وسطح زندگی اهالی باشد .(رضویان،1381: 115). معیارهای مکان یابی کاربری های تجاری معیارهای مکان یابی مراکز تجاری به طور کلی عبارتند از : 1. دسترسی: یکی از عوامل بسیار مهم در استقرار مراکز تجاری دسترسی است و چون مراکز محله ها ، مناطق و شهرها بالاترین سطح دسترسی را دارند به همین دلیل مراکز تجاری را در مرکز این هسته مکان یابی می منند. 2. اندازه مکان: وسعت و اندازه زمین مورد نیاز یکی دیگر از عوامل موثر در مکان یابی مراکز تجاری است. 3. زمین مناسب: علاوه بر وسعت، شرایط فیزیکی زمینها در استقرار مراکز خرید موثر هستند. 4. دسترسی به تاسیسات زیر بنایی: دسترسی به تاسیساتی مانند آب، برق و سیستم دفع فاضلاب در این کاربری نیز مانند سایر کاربری ها ، بویژه در محلات جدیدالحداث ، تاثیر می گذارد(پورمحمدی ،1387 :99).  

3)کاربری اداری-انتظامی :تعداد و نوع ادارات در کشورهای مختلف متفاوت است و از نظر پراکندگی و نوع واحدهای اداری و حتی شعبات آنها در سطح شهر ، تفاوت بسیار مشاهده می شود. در ایران با توجه به نوع و تعداد ادارات ، سرانه ی 1.5 مترمربع را برای انواع تاسیسات اداری شهرها می توان پیشنهاد نمود(رضویان،1381: 125).

4)فضاهای سبز  : توزیع مکانی فضای سبز باید به گونه ای باشد که دستیابی به آن به آسانی صورت گیرد. برخی زمان دسترسی را 10 دقیقه که معادل 400 تا 500 متر فاصله از نواحی مسکونی است برآورد می کنند. برای دسترسی به تفرجگاههای خارج از شهر ، روپرت در سال 1971 فاصله مناسب دسترسی را با این فرمول نمایش می دهد: E√1.4 = A در این فرمول A فاصله مناسب دسترسی ،E جمعیت منطقه یا شهر به هزار نفر است(رضویان،1381: 135).

5)آموزشی: مکان یابی کاربری های آموزشی: -مراکز آموزشی در مجاورت مراکز مسکونی مکان یابی نشوند و یا حداقل مراکز آموزشی و مراکز مسکونی به وسیله پارک ، فضای سبز و یا معبر محلی تفکیک شوند تا سرو صدای دانش آموزان در هنگام اوقات فراغت موجب سلب آسایش همسایگان نگردد. -مراکز آموزشی در مجاورت مراکز صنعتی بدلیل آلودگی هوا و یا صوتی انتخاب نشوند. -کاربری های آموزشی باید طوری مکان یابی شوند که در دسترس تمامی خانوارهای شهری ذی نفع باشند. -کاربری های آموزشی از نظر مساحت نیز پاسخگوی نیاز شهروندان باشند. زیرا کمبود فضاهای آموزشی موجبات افت کیفیت آموزش دانش آموزان خواهد شد(رضویان،1381: 146).

6)کاربری بهداشتی- درمانی :مکان یابی کاربری های درمانی باید براساس نیاز و دسترسی سریع مردم انجام پذیرد و در عین حال بدور از سرو صدای ناشی از ازدحام جمعیت و ترافیک بوده و دارای محوطه وسیع فضای سبز جهت تلطیف هوای محیط مجاور باشد. کاربری های درمانی بدلیل مشخصه های خاص خود دارای استانداردهایی نیز می باشند ولی این استانداردها در ارتباط با شهرهای مختلف و نوع واحدهای بهداشتی و درمانی متفاوت است.در بعضی از کشورها مساحت لازم برای بیمارستان ، در مقابل هر تخت بیمارستان 100 تا 200 متر مربع است و در بعضی دیگر در مقابل هر 45000 تا 50000 نفر سکنه شهر ، یک بیمارستان در نظر گرفته می شود. هم چنین گاهی در مقابل هر 1000 نفر ساکن شهری 9 تا 10 تخت بیمارستان پیش بینی می گردد.برای درمانگاهها نیز1. تا 2. متر مربع در مقابل هر ساکن شهری ، مورد نیاز است. ایننسبت ها برای داروخانه ها ، یک داروخانه برای 7000 نفر و یک مطب دندانپزشک در مقابل هر 2000 نفر ضروری است(رضویان،1381: 151). کاربری های بهداشتی ، با بهداشت همگانی در سطح شهر سر و کار دارند و وجود آنها لازم و ضروری است و مکان یابی آنها باید به صورتی باشد که همگان براحتی به آنها دسترسی داشته باشند. هر چند تعداد این مراکز بسته به مقدار جمعیت و سطح زندگی آنها متفاوت است(رضویان،1381: 153).

7)اراضی فرهنگی – مذهبی 8)کاربری جهانگردی – پذیرایی 9)کاربری ورزشی

10)کاربری صنعتی :طبقه بندی صنایع از نظر محیط زیست: براساس رهنمودهای ارائه شده در برنامه ی « ارزیابی اثرات زیست محیطی توسعه » نحوه مکان یابی و استقرار صنایع باید در جهت حفظ عوامل زیر باشد: 1. منابع طبیعی و فیزیکی 2. منابع طبیعی اکولوژی 3. منابع مصرفی انسانی 4. ارزشهای کیفی زندگی

11)کاربری تاسیسات و تجهیزات شهری :در مقیاس عملکردی ، تاسیسات و تجهیزات شهری در چارچوب تقسیمات فضایی سایر کاربری ها جای نمی گیرد و تقسیمات فضایی خاص خود را که بستگی به عوامل متعددی چون تراکم جمعیت ، میزان نیاز به خدمات خاص ، فواصل دسترسی و دیگر موارد دارد می طلبد (رضویان،1381: 185).

12)کاربری حمل و نقل و شبکه های ارتباطی :از نظر شهرسازی کاربری معابر یا راهها و شبکه های ارتباطی مهم ترین و حساس ترین فضاهای عمومی یک شهر را تشکیل می دهد.زیرا علاوه بر اینکه درصد زیادی از اراضی شهرها به این فضاها اختصاص یافته است ، راهها مهم ترین عنصر شکل دهنده شهر و محل اتصال و ارتباط فضاها و کاربری هایذ شهر به یکدیگر به شمار می روند.این شبکه ها نماد توسعه فرهنگ شهری و نهایتاٌ مهم ترین ابزار طراحی شهری است (رضویان،1381: 189). این اراضی از نظر سلسله مراتب شبکه ارتباطی از نظر وظیفه و اهمیت به موارد زیر تقسیم می شود: آزاد راه یا اتوبان بین شهری، بزرگراه یا اتوبان شهری، خیابان اصلی درجه یک یا شاهراه، خیابان اصلی، خیابان جمع و پخش کننده، خیابان فرعی باز و فرعی بسته (رضویان،1381: 190).

13)کاربری اراضی بایر

منابع 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/03/06ساعت 2:9 بعد از ظهر  توسط تیمور قادرمرزی  | 

برنامه ریزی شهری مدرن



در تمام نیمه اول قرن اخیر ایالات متحده آمریکا به شکل فشرده و همراه با تغییر کاربری های واحدهای همسایگی توسعه یافته است. این انگاره با تغییر فوری و سریع معماری مدرن و منطقه گرایی و صعود به سمت اتومبیل گرایی شروع شد. بعد از جنگ جهانی دوم، سیستم جدیدی از توسعه و پیشرفت در سراسر آمریکا به کار برده شد. جابجایی همسایگی ها با رویکرد تفکیک شدید، بنا به نوع بهره برداری که به عنوان رشد حومه شهری (CSD) شناخته شده بود به صورت نامنظم و پراکنده شروع به کار کرد. اکثر شهروندان آمریکایی در حال حاضر در واحدهای اجتماعی حومه شهری که در 50 سال اخیر ساخته شده است، زندگی می کنند.

با اینکه گرایش به حومه شهر خوشایند و مطلوب مردم است، اما هزینه های قابل توجهی نیز به همراه دارد. با فقدان مرکزشهر یا مقیاس انسانی، رشد حومه شهری با گسترش رو به بیرون آن مقدار زیادی از زمین های ییلاقی مسطح اطراف را مصرف می کند و این همزمان با رشد نسبتاً کند جمعیت همراه است. میزان استفاده از اتومبیل برای شهرنشینان رشد صعودی دارد زیرا وسایل نقلیه موتوری نقش بسیار مهمی را در سفرهای درون شهری و خانوادگی ایفا می کنند و خانواده ها نسبت به آن احساس نیاز می کنند.

کسانی که قادر به تهیه اتومبیل شخصی نیستند به میزان قابل توجهی از قابلیت انتقال سریع محروم مانده اند. کارگران فقیری که درحومه شهر زندگی می کنند، ناچارند تا بخش زیادی از درآمد خود را صرف هزینه رفت و آمد خود کنند. در این ضمن دورنمای شهرهای آمریکا، مکانی که مردم درآن زندگی و کار می کنند، به صورت قلمروهایی از پیاده روهای خالی، خیابان های شهری، بناهای بلندمرتبه تجاری و زیرمجموعه هایی بدون هیچ هویت و شخصیتی می باشند.

شهرسازی مدرن عکس العملی است نسبت به این پراکندگی نامنظم. همزمان با جنبش های رو به صعود میان معماران، طراحان و برنامه ریزان شهرسازی مدرن بر اساس اصولی از معماری و برنامه ریزی بنیاد شده که در یک همکاری و حرکت مشترک در جهت خلق جوامعی با مقیاس انسانی و الویت حرکت پیاده سازمان دهی گشته است. شهروندان جدید دارای تنوع وسیعی از دسترسی ها و معابرهستند، بعضی از معابر منحصراً براساس طرح های جامع داده شده است و مخصوص عابرین پیاده است، برخی دیگر بر روی مسیرهای رفت و آمدی توسعه یافته متمرکز شده اند. بعضی از این معابر نیز هنوز در تلاشند تا حومه های شهری را دگرگون سازند و بیشتر آنها در جهت تحقق این هدف عمل می کنند. شهرسازی مدرن شامل معماران تابع سنت و نیز آن دسته از معماران که به سوی مدرن گرایش یافته اند می باشد. با این وجود، تمام آنها به قابلیت همسایگی های سنتی و قدیمی در جهت بازگرداندن عملکرد صحیح و نیز ایجاد جوامعی که برای شهروندان قابل تحمل باشد معتقد هستند. ریشه های این حرکت و گرایش در عملکرد معماران و برنامه ریزان پیش رو در دهه های 1970 و 1980 یافت می شود. این گروه در دهه 1990 به شکل متحد و یکپارچه دور هم جمع شدند و ائتلاف خودرو تشکیل دادند. از زمان شروع این جنبش، این گروه حرکت خود را به صورت برخورد اساسی و قابل توجه آغاز کرده است. بیش از 600 شهر کوچک، روستا و واحدهای همسایگی که در آمریکا طراحی شده و یا در دست ساخت می باشد که بر اساس اصول شهرسازی مدرن شکل گرفته اند. به علاوه ساختار و استخوان بندی صدها شهر کوچک و بزرگ بواسطه دوباره سازی خیابان ها و معابر ویژه عابرپیاده بازسازی شده است.

 شهرسازی مدرن

در مقیاس منطقه ای، شهرسازی مدرن تأثیرات بسزایی در مورد چگونگی و مکان یابی محل مادرشهرها و نوع رشد آن دارد. حداقل 14 نقشه جامع ابتکاری براساس اصول پیوند میان مسیرهای حمل و نقل و سیاست بهره بری از زمین و نیز روابط همسایگی به صورت بلوک بندی ساختمان های بنیادی در هر منطقه تهیه شده بود.
در مریلند و نیز چندین ایالت دیگر آمریکا، اصول شهرسازی جدید جزء  جدایی ناپذیر از قوانین مربوط به رشد شهر می باشد.
علاوه بر این، شهرسازی مدرن تاثیر گسترده و همه جانبه ای را بر رشد متداول جوامع شروع کرد. درهمان حین که Starbucks کیفیت قهوه را در رقابت بین رستوران ها و کافه ها افزایش می داد، مسئولان توسعه عناصر طراحی شده شهری جدید مانند قراردادن پارکینگ های شخصی در قسمت عقب خانه ها و مجاورت فضای سبز و نیز مراکزشهری چندعملکردی را در میان خود پذیرفتند. پروژه هایی که براساس بعضی از اصول شهرسازی مدرن مورد توافق و پذیرش قرار می گرفتند، نه تنها در بخش طراحی و اجرا به صورت قراردادهای متداول حفظ شده و باقی می ماندند بلکه به صورت دو عملکردی نیز شناخته می شدند.
شهرسازی جدید به سمت سایر نام ها گرایش پیدا کرد طراحی سنن مدرن، توسعه مسیرهای رفت و آمدی، رشد واحدهای همسایگی سنتی. با نگاهی به طول تاریخ شهرسازی متوجه می شویم که شهرسازی جدید صرفا تکرار اجتماع های قدیمی و تاریخی نیست. به عنوان مثال خانه های جدید در واحدهای همسایگی بایستی فضاهای زندگی جدید و نیز رضایت خاطر استفاده کنندگان را تأمین کنند. در فروشگاه ها و ساختمان های بلندمرتبه تجاری بایستی به مقدار کافی فضا برای پارکینگ، طراحی طبقات مدرن، و ارتباط میان حرکت سواره و پیاده و نیز رعایت اصول سیستم حمل و نقل در نظر گرفته شود.
با یک طراحی صحیح، دفاتر اداری، صنایع سبک و مغازه های خرده فروشی می توانند در واحدهای همسایگی شهرهای جدید که با الویت عابر پیاده طراحی شده، استقرار یابند. پارکینگ های جمعی به عنوان چهره بارز در مناطق تجاری متداول در قسمت جنبی و پشت بناهای جدید تجاری جاسازی شده اند. از ابعاد بزرگ پارکینگ های مشترک به صورت محل پارک حاشیه خیابان  یا شکل دیگری از سیستم حمل و نقل کاسته می شود.
تفاوت دیگر میان شهرسازی جدید و قدیم، شبکه بندی خیابان است. شهرهای کوچک و بزرگ قدیمی درآمریکا دارای شبکه بسیار سفت و سختی هستند. به طور کلی در شهرسازی جدید از شبکه بندی اصلاح شده استفاده می شود، تقاطع های T شکل و خیابان هایی که به سمت آرام سازی ترافیک تمایل دارند و نیز خیابان ها طوری طراحی می شوند که مناظر وسیع را در معرض دید رانندگان قرار می دهد.
مخلوطی از شهرسازی مدرن و قدیمی  اصول بنیادی نئو-سنتی را شامل می شود. و این به شکل سبکی از معماری نمود می کند. با این همه، این سبک بسار بیشتر از یک دیدگاه طراحی شهری که از گذشته الهام گرفته شده با حال و آینده ارتباط دارد. در واقع شهرسازی مدرن بایستی در تقابل بازار و هم رأی با آن حرکت کند. یک شهرسازی مدرن موفق مشکلات زیادی در جهت ایجاد تعادل میان الویت دهی به عابر پیاده و واحدهای همسایگی در تقابل با تسهیلاتی که محصولات تجاری و مسکونی مدرن ارائه می دهند در رقابت با CSD عمل می کند. آن شهرسازی مدرن که نمی تواند به رقابت با رشد متداول جوامع بپردازد محکوم به نیستی و فناست.
دشواری در ایجاد تعادل دلیلی است برای مسئولان توسعه و رشد جوامع برای انتخاب بناهای دوکاره به جای قبول اصول شهرسازی مدرن. بعضی از شهرسازان جدید گمان می کنند که بناهای دوکاره به صورت تهدیدی جدی در مقابل جنبش ها عمل می کند زیرا آنها معمولا تنها عنوان و زبان شهرسازی مدرن را درک کرده و به کار می برند. سایر شهرسازان باور دارند که بناهای دو عملکردی نشانگر یک قدم مثبت و مفید به سوی CSD (رشد حومه شهری) هستند. 

اصول شهرسازی مدرن

قلب تپنده شهرسازی مدرن درطراحی واحدهای همسایگی است که توسط 13 عنصر تعریف و معین می شود. معرف این اصول دو طراح و برنامه ریز شهری اندرز دونی و الیزابت پلاتر – زیبرکت موسس همایش شهرسازی مدرن هستند. یک واحدهمسایگی معتبرصحیح بایستی بیشتر این عناصررا داشته باشد:

1- واحد همسایگی بایستی یک مرکز قابل تشخیس داشته باشد. که اغلب به صورت یک میدان وفضای سبز و دربعضی مواقع یک خیابان شهری شلوغ حائزاهمیت است. ایستگاه های حمل نقل شهری می توانند در این مرکزجا گذاری شوند.
2- بیشترمنازل مسکونی در داخل مرکزی به فاصله 5 دقیقه و یا درحدود تقریبی 2000 فوتی قرار بگیرند.
3- دارای تنوعی از تیپ منازل مسکونی باشد. معمولا خانه های تکی، ردیفی از خانه ها و آپارتمان و تمام گروه های اجتماعی به صورت پیر و جوان، مجرد و متاهل و نیز فقیر و ثروتمند جایی برای زندگی در آن پیدا کنند.
4- در کنار واحدهای همسایگی، مغازه ها و دفاتراداری به مقادیرکافی و به صورتهای مختلف وجود دارد تا نیازهای هفتگی خانواده ها را تامین کند.
5- بناهای کوچک وابسته این اجازه را دارند که در قسمت حیاط پشتی منازل جای بگیرند. این قسمت می تواند به صورت واحدی اجاره ای و یا محل کار به عنوان مثال کارگاه صنایع هنری مورد استفاده قرار گیرد.
6- دبستان ابتدایی به حدی نزدیک به منازل باشد که بچه ها بتوانند از منازلشان پیاده تا مدرسه بروند.
7- زمین های بازی کوچک قابل دسترس برای منازل مسکونی باشد و حداکثر فاصله آن 10 مایل باشد.
8- خیابانهای داخل همسایگی ها به شکل یک شبکه به هم پیوسته می باشند،عملکرد این خیابانها به صورتی است که با پراکنده کردن ترافیک توسط تنوعی از مسیرهای پیاده و سواره به هر مقصدی بسیار مناسب و صحیح عمل می کند.
9- خیابانها نسبتا کم عرض هستند و توسط ردیفی از درختان سایه اندازی شده اند. این ترافیک آرام سواره ها موجب ایجاد یک محیط مناسب وامن برای عابرین پیاده و دوچرخه سواران شده است.
10- ساختمانها در مرکز واحد همسایگی نزدیک به خیابانها قرار گرفته اند و موجب ایجاد اتاق های رو به بیرون مناسب شده اند.
11- پارکینگ های عمومی و نیز در گاراژها در قسمت مقابل خیابان قرار گرفته اند پارکینگ ها به قسمت عقب ساختمان ها ارجاع داده می شوند ومعمولا توسط کوچه های فرعی دسترسی به آنها میسراست.
12- زمین های برجسته که در قسمت پایانی دورنمای خیابان ویا در مرکز واحد همسایگی قرار گرفته اند برای ایجاد ساختمانهای مهم عمومی شهری ذخیره و نگهداری می شوند. این مکانهای ذخیره شده برای بحث و سخنرانی اجتماعی، علمی و مذهبی و یا فعالیت های فرهنگی مورد بهره برداری قرار می گیرند.
13- واحدهای همسایگی به صورت خود مختار سازماندهی شده است.انجمنهای رسمی با یکدیگر مباحثه و مناظره می کنند و در مورد موضوعاتی چون حفاظت، امنیت و تغییرات فیزیکی تصمیم گیری می کنند. وضع مالیات برعهده اجتماعات بزرگتر است.
 
نمونه اولیه شهرسازی مدرن

کناره دریا در فلوریدا اولین نمونه شهرسازی مدرن است. توسعه و گسترش آن در سال 1981دریک خط باریکه 80 آیکری در کناره خط ساحلی شروع شد این لبه ساحلی در سال 1988 زمانی که تنها چند خیابان به طور کامل ساخته شده بود پدید آمد.وهمزمان با آن به دلیل معماری خاص و نیز کیفیت عالی خیابانها و فضاهای عمومی آن در تمام جهان مشهوریت یافت.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/02/09ساعت 11:38 قبل از ظهر  توسط تیمور قادرمرزی  | 

از سایت قادرمرز:

http://www.qadermarz.com/

 

روستای قادرمرز (Qadermarz, Ghadermarz)، باتلفظ محلی قاڱرمه‌ز W - از نظر موقعیت نسبی یکی از روستاهای دهستان ئیلاق جنوبی از بخش ئیلاق  در شهرستان قروه می‌باشد. این روستا در 17 کیلومتری جنوب شهر دهگلانL (53 کیلومتری غرب قروه و 64 کیلومتری جنوب شرقی شهر سنندج) قرار دارد. همچنین این روستا از لحاظ موقعیت مطلق جغرافیایی در 47 درجه و 22 دقیقه طول جغرافیایی و 35 درجه و 09 دقیقیه عرض جغرافیایی قرار دارد و 1905 متر از سطح دریا ارتفاع دارد.

با توجه به اظهار معتمدین محلی این روستا حدود 400 سال قدمت دارد و از گذشته تاکنون همواره علم معرف آن در جامعه بوده است. شواهد نشان می‌دهند که تا زمان ورود مدرسه به روستاهای استان، روستای قادرمرز به عنوان یک مرکز علمی (علوم دینی) در منطقه عمل کرده است. لازم به ذکر می‌باشد که با ظهور مدارس فرهنگی (آموزش و پرورش کنونی) در روستاها، یعنی اواسط دهه‌ی 1330، در تعداد قابل توجهی از این مدارس، از جمله در روستاهای شاهینی، کیل‌گلان، کروندان و ... معلمینی تدریس می‌کردند که دانش‌آموخته‌ی "مدرسه‌ی علوم دینی"  قادرمرز بودند. این در حالی بود که قادرمرز خود تا سال‌های اوایل دهه‌ی 1340 فاقد مدرسه‌ به سبک آموزش و پرورش امروزی بوده است. به هر حال، در این راستا می‌توان به زندگی بزرگانی اشاره داشت که مکتب درس آنها را باید منشأ ‌یک خیزش فرهنگی، نه تنها در روستای قادرمرز، بلکه در منطقه به حساب آورد L.

 با ورود مدرسه به روستای قادرمرز در سال 1342 و به تدریج پس از آن، قادرمرزی‌ها به علوم دیگر روی آوردند و با کسب موفقیت های بزرگ بیش از پیش وجهه ی علمی– اجتماعی قادرمرز را تقویت کردند. به طوریکه تاکنون بیش از یکصد و پنجاه نفر قادرمرزی در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد، دکتری تخصصی و حرفه ای از دانشگاه‌ها فارغ‌التحصیل شده یا مشغول به تحصیل هستندL.

 از لحاظ جمعیتی روستای قادرمرز در حال حاضر دارای 86 خانوار بوده و حدود 470 نفر جمعیت دارد. البته لازم به ذکر است که حدود چهارصد نفر قادرمرزی در خارج از روستا و در شهرهای سنندج، دهگلان، قروه، کرمانشاه و تهران ساکن هستند. این قادرمرزی‌ها بیشتر به ضرورت شغلی و به تدریج از همان زمان مهاجرت مدرسین علوم دینی و معلمین فرهنگی به روستاهای اطراف و شهرها، از روستا خارج شده‌اند. همچنین قریب به دویست نفر قادرمرزی در روستاهای گردمیران علیا و صادق آباد ساکن‌اند که مهاجرت آنان به این روستاها به قبل از دهه 1340 بر می گردد. شایان ذکر است که واگرایی و تفرق مکانی محل زندگی نه تنها تاثیر منفی بر "احساس تعلق به مکان" قادرمرزی‌ها نداشته بلکه آنرا تقویت کرده و به اشکال گوناگون منجر به همگرایی میان آنان شده است.

از نظر فرهنگی قادرمرزی‌ها کرد و سنی(شافعی) هستند و بالاترین ارزش اجتماعی از نظر آنان بعد از درستکاری، کسب علم است. شاید همین ارزش‌ها بیشتر و یا مهمتراز استعدادها در پیدایش وضعیت علمی – اجتماعی قادرمرز و قادرمرزی ها موثر بوده است.

به لحاظ اقتصادی روستای قادرمرز دارای 488 هکتار زمین کشاورزی است و اشتغال بیشتر ساکنان روستا به ترتیب در بخشهای کشاورزی، خدمات و صنعت می باشد.

این روستا در حال حاضر دارای خدمات؛ مدرسه ابتدایی و راهنمایی، مسجد، شرکت تعاونی، خانه بهداشت، جاده ارتباطی شوسه، تلفن خصوصی منازل و نانوایی است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/11/13ساعت 8:39 قبل از ظهر  توسط تیمور قادرمرزی  | 

جهان شهری در سال 2050

 

با توجه به معیارهای امروزی، شهرها در جوامع سنتی اغلب بسیار کوچک بودند. مثلا شهر بابل یکی از بزرگ ترین شهرهای باستانی خاور نزدیک شاید در دوران اوج خود جمعیتی بیش از 15 یا 20 هزار نفر نداشت. نخستین شهرهای جهان حدود 3500 سال پیش از میلاد، در دره های رودنیل، دجله و فرات و سند در پاکستان امروزی پدیدار شدند.

در بیشتر شهرهای جهان باستان با وجود گوناگونی تمدن هایشان، برخی ویژگی های مشترک یافت می شود. شهرها معمولا دارای دیوار بودند. این دیوارها که اساسا با اهداف نظامی و به منظور دفاع از شهر در برابر حمله دشمنان برپا می شد، بر جدایی اجتماع شهری از روستا تاکید می کرد. ناحیه مرکزی شهر که اغلب شامل فضای عمومی بزرگی بود، گاه در درون دیوار داخلی دومی احاطه می شد. مرکز شهر اگرچه معمولا دارای بازار بود اما با نواحی تجاری که در هسته شهرهای امروزی یافت می شوند کاملا فرق داشت.

ساختمان های اصلی تقریبا همیشه مذهبی و سیاسی بودند، مانند معابد و کاخ ها یا دربار که در مرکز شهر یا نزدیک مرکز قرار داشتند؛ در حالی که طبقات غیرممتاز نزدیک به کناره های شهر و یا برخی بیرون از دیواره شهر می زیستند.

مطالعات شهرهای امروزی نشان می دهد که آنها دگرگونی های اساسی نسبت به شهرهای قدیمی- چه از لحاظ ساخت و طراحی و چه از لحاظ روابط اجتماعی- پیدا کرده اند. زیرا صنعتی شدن شهرها زندگی جدیدی را برای انسان ها تعریف کرده است. شهری شدن در قرن بیستم فرآیندی جهانی است که جهان سوم به گونه فزآینده ای به سمت آن گرایش دارد. قبل از سال 1900 رشد شهرها تقریبا به تمامی مربوط به شهرهای غرب بود ولی بعد از 50 سال، افزایش در رشد شهرها در جهان سوم نیز اتفاق افتاد. از نگاه آنتونی گیدنز ، دوره اصلی رشد شهرها در طول چهل و چند سال گذشته بوده است.

روی هم رفته، رشد جمعیت شهری بسیار سریع تر از رشد جمعیت جهانی است:

39درصد جمعیت جهان در سال 1975 در نقاط شهری زندگی می کردند؛ طبق برآوردهای سازمان ملل این رقم در سال 2000 به 50 درصد رسید و در سال 2025 به 63 درصد می رسد. (جامعه شناسی، آنتونی گیدنز، ص 603 و 604)

صفحه خبری بی.بی.سی در مصاحبه با شش کارشناس مسائل شهری به بررسی شهرها و ابعاد آنها در سال 2050 پرداخته است. بنابر پیش بینی ها تا 50 سال آینده جهان به سرعت در حال رسیدن به مرحله ای
است که در آن دو سوم جامعه بشری در شهرها زندگی خواهند کرد. شش کارشناس دیدگاه های خود را درباره جهان شهری در سال2050 اینگونه بیان کردند:

«هاتک دیتمار» کارشناس حمل و نقل در آمریکاست. وی امیدوارست در سال 2050 شهرهایی را ببینیم که در آنها رابطه صمیمانه تری میان شهرها و فضاهای غیرشهری اطراف آنها برقرار باشد؛ چه از نظر استفاده از مصالح محلی و چه به لحاظ بهره گیری از معماری سنتی و بومی. به اعتقاد او باید به سمت شهرهایی برویم که محور آنها به جای اتومبیلرانی، پیاده روی باشد و براساس بودجه غذا و انرژی مان طراحی شده باشند.

سرپرست بنیاد «پرینس برای فضاهای شهری» می گوید: به این منظور یکی از راهکارهای موجود، حرکت به سوی الگوهای بی زمان است یعنی ساختمان هایی که به جای آنکه صرفا شگفت انگیز باشند، برای مصارف مختلف ساخته شده باشند. باید به فکر آن باشیم که محل کارمان به محل زندگی مان نزدیک باشد. به این ترتیب از شدت ترافیک کاسته می شود. آن وقت شهرها به جای یک مرکز، چند مرکز خواهند داشت.

بیشترین نگرانی هاتک دیتمار از آن است که در آینده، اگر انرژی بیش از حدگران و کمیاب شود، جمعیت به دو بخش محروم و برخوردار از انرژی تقسیم شود. این وضعیت می تواند بی ثباتی بیشتری را پدید آورد، چون بیشتر شهرها با نوعی کشاورزی وابسته به نفت تغذیه می شوند و چنان وضعیتی بیش از حد هراس انگیز خواهد بود.بنیاد «پرینس برای فضاهای شهری» توسط پرنس چارلز (ولیعهد بریتانیا) برای ترویج طرح های ساختمانی سنتی بنیان گذاشته شده است.

«مایکل دیر» استاد رشته جغرافیایی دانشگاه کالیفرنیای جنوبی معتقد است: یکی از تاثیرات سرمایه داری جهانی، ایجاد جهانی است که بیش از پیش قطبی شده است. از یک طرف شما چیزی دارید که همکارم «مایک دیویس» آن را سیاره حلبی آبادها می نامد و از سوی دیگر با پدیده شهرهای زرین روبه رویید.

نویسنده کتاب «وضعیت شهری پسامدرن» می گوید: این قطبی بودن در داخل شهرها وضعیتی را ایجاد می کند که می توان آن را شهرنشینی پسامدرن نامید و تا سال 2050 شاهد گسترش این پدید خواهیم بود. در این شرایط شهرها بیش از یک مرکز خواهند داشت. اگر به شهرهای جنوب کالیفرنیا یا به شهر بارسلون اسپانیا دقت کنید این پدیده را خواهید دید. این شهرها یک هسته مرکزی ندارند. برای مثال، لس آنجلس 20 یا 30 مرکز دارد. الگوی سفر بامدادی به مرکز شهر در آنجا وجود ندارد. در ضمن، این وضعیت به معنای آن است که مدیریت شهری هم متمرکز نیست.

در این روش، شهرها حول یک مرکز شکل نمی گیرند بلکه بعد از ساخته شدن شهر، مراکز متعددی برای آن در نظر گرفته می شود. به این ترتیب شما یک شهر چند پاره خواهید داشت. مثلا لس آنجلس در مساحتی حدود 14 هزار مایل مربع پراکنده است.
این موضوع موقعیت هایی را برای خودمختاری محله ها فراهم می کند. داراها و ندارها هر یک محله و فضای حیاتی خود را دارند. محله های خودمختار در محدوده ابرشهرها پدید می آیند.

«نایجل تریفت» معاون رئیس دانشگاه واریک انگلستان حدس می زند که تا سال 2050 موضوع پایداری انرژی در شهرهای بزرگ جهان توسعه یافته به شکل عمده ای تبدیل شود و می افزاید: در آن شرایط گسترش شهرها آنگونه که در آمریکا دیده ایم، به ناچار متوقف خواهد شد. در اروپا باید اوضاع بهتر باشد چون در مجموع شهرهای اروپایی جمع و جورترند. حتی اگر به لندن نگاه کنید، در مقایسه با شهرهای آمریکا، شهر چندان گسترده ای نیست.

به نظر وی مسئله اصلی این است که آیا گرم تر شدن آب و هوای زمین، تاثیر نامساعدی بر شهرها می گذارد یا نه. در مورد شهرهای نزدیک به آب مانند لندن، آب گرفتگی و سیلاب می تواند خطرساز باشد. در واقع این وضعیت از هم اکنون نیز آغاز شده است.

این دانشمند علوم اجتماعی و جغرافیایی انسانی اعتقاد دارد که این به معنای یک وضعیت شوم و وخیم نیست، اما برای مقابله با آن دولت باید بی سروصدا دست به اقدامات اساسی بزند.

به نظر می رسد تاکنون تنها نیمی از چاره جویی لازم برای این وضعیت شده باشد. بعضی از شیوه های حمل و نقل در آینده مشکل ساز خواهند بود. تا 10 یا 15 سال آینده صنعت مسافرت هوایی رفته رفته رو به زوال خواهد گذاشت. وضعیت در دیگر نقاط جهان به منطقه بستگی دارد. بعضی از نقاط آسیا و آفریقا بدترین وضعیت آب و هوا را خواهند داشت. برخی شهرها به شدت آسیب پذیر خواهند بود. برای جلوگیری از این مشکلات اقدام جهانی لازم است. به نظر نایجل تریفت بهتر است به فکر یک بودجه عمومی جهانی برای شهرهای مختلف در اطراف و اکناف جهان باشیم. «استیفن گراهام» استاد جغرافیای انسانی دانشگاه دارام انگلستان و سردبیر نشریه سایبر سیتیز ریدر معتقد است: در 30 یا 40 سال گذشته این نظر وجود داشت که هر چه فناوری و به خصوص فناوری اطلاعاتی پیشرفته تری داشته باشید، نیاز کمتری به جابه جایی و حمل و نقل و ارتباط رویارو با دیگران خواهید داشت و به طور کلی کمتر به شهر متکی خواهید بود. فرض بر این بود که با افزایش پهنای باند ارتباطات، مردم منزوی تر می شوند، اما شواهد حاکی ا ز آن است که اوضاع درست برعکس از آب درآمده است. گرچه این حرف تناقض آمیزی است، اما شواهد حاکی از آن است که هر چه اقتصادها، ارتباطات اجتماعی و فرهنگ ها بیشتر به فناوری پیشرفته متکی می شوند، شهرها هم بیشتر رشد می کنند. تقاضا برای دیدار رویارو صرف نظر از گسترش فناوری وجود دارد. در هند، چین و آفریقا قضیه دو قطبی تر است. تنها بخش کوچکی از جامعه به فناوری پیشرفته دسترسی دارند. با این حال یک روند افراطی گرایش به دموکراسی در این زمینه مشاهده می شود. هزینه استفاده از ارتباط بی سیم به شدت رو به کاهش است.

فکر می کنم براساس
همین روند بسیار سریع دموکراتیزه شدن، جای زیادی برای خوش بینی وجود دارد.

«والدن بلو» استاد جامعه شناسی دانشگاه فیلیپین می گوید: اگر روندهای کنونی ادامه بیابد قدر مسلم تا 50 سال آینده یک کابوس شهری ما را به کام خود خواهد کشید. در جنوب، رشد جمعیت شهری دو برابر میزان رشد جمعیت کشورهاست. کشاورزی دیگر جاذبه ای ندارد و مردم دسته دسته روستاها را ترک می کنند. در عین حال، روند صنعت زدایی، ظرفیت صنایع موجود برای جذب سیل مهاجران را به شدت کاهش داده است. تولیدکنندگان بومی، کسب و کار خود را در نتیجه واردات ارزان از دست می دهند و سرمایه گذاران خارجی این منطقه را به مقصد چین ترک می کنند تا از نیروی کار ارزان چینی بهره بگیرند.

مدیرعامل «انستیتوی پژوهش و سیاست گذاری تمرکز بر جنوب جهانی» واقع در بانکوک، یکی از نتایج این مهاجرت بدون امکان جذب کارگران مهاجر را ایجاد حلبی آبادهای عظیم در اطراف شهرها می داند. 30 تا 40 درصد جمعیت مانیل، جاری تا، مکزیکوسیتی و لاگوس در چنین جاهایی زندگی می کنند. در شمال نیز چنین شهرک هایی وجود دارد. حتی در درون شهرهای بزرگ، مناطق فقیرنشین پرجمعیت وجود دارد. از جمله واشنگتن پایتخت آمریکا که بیشتر جمعیت آن سیاهپوستند و اقلیت سفیدپوستی که در آن کار می کنند شب ها این شهر را به مقصد حومه های ویرجینیا و مریلند ترک می کنند. شاید تنها هنگامی که داراها دریابند امتیازات خود را به قیمت تیره روزی دیگران به دست آورده اند، هراس از نابودی این سیاره این بار موجب یک دگرگونی نسبتا صلح آمیز شود.

خانم «ساسکیا ساسن» از نگره پردازان برجسته در زمینه تاثیر جهانی بر شهرهاست. وی که نویسنده کتاب «قلمرو، اقتدار و حقوق از قرون وسطی تا مجتمع های جهانی» است، اعتقاد دارد: در 50 سال آینده دورنمای شهری در همه جای دنیا با امروز تفاوت خواهد داشت؛ به خصوص در شهرک های بزرگ و مراکز قدرتمند اقتصادی.

تجربه شهرهای امروز اروپا در آینده نادر خواهد بود .شهرهای اروپا بیشتر به شهرهای جهانی جنوب شبیه خواهند شد. اروپا شاهد مهاجرت بیشتری خواهد بود و شهرهای بزرگ حالت شهرهای مرزی را خواهند داشت. در برخی از این شهرها وضعیت های دردناکی خواهیم داشت. شاهد افزایش فقر و تنازعات متعدد خواهیم بود. ما درست در آغاز راه آینده هستیم، اما آن را خوب نمی بینیم. مفهوم سیاسی بودن بازتولید خواهد شد. مفهوم حق به مفهوم حق شهری بدل می شود که معنای آن حق خانه داشتن و برخورداری از آب خواهد بود. اینجا در لندن شما حس می کنید که شهر دارد اداره می شود، اما وقتی به نیویورک، مکزیکوسیتی و سائوپولو می روید، این احساس کمتر و کمتر می شود. به نظر من، ما داریم به این سمت می رویم؛ ابتکارها بیشتر می شود و وضعیت سیاسی تازه، به حاشیه نشینان توانایی مطالبه حقوق خود را از شهر خواهد داد.

+ نوشته شده در  جمعه 1387/05/04ساعت 11:39 قبل از ظهر  توسط تیمور قادرمرزی  | 

 شهرنشينی معاصر و مسائل مديريتی   

با سلام،

و اين بار با وقفه‌اي طولاني (۸۲/۰۹/۱۱ تا۰۴/۰۲/۸۲ ) يعني بعد از حدود بيش از 4 ماه به ادامه مطالب مي‌پردازيم. بنابراين با عرض پوزش ادامه مي‌دهيم.

 خوب به اينجا رسيديم كه آيا اساسا شهر به مديريت نياز دارد يا خير؟ براي شروع بهتر است كه ابتدا بحثي پيرامون منشا شهرهاي امروزي و به قولي شهرنشيني امروزي و مسائل مربوط به آن بپردازيم تا در ابتدا به مسائل مرتبط با شهرهاي امروزي بويژه جهان سوم پي ببريم و سپس به خود بحث مديريت شهري مي‌پردازيم.

     اساسا شهر تبلور فضايي عملكردهاي انساني و در راستاي برطرف كردن نيازهاي او مي باشد. بنابراين در هر دوره و زماني، با توجه به دانش و علم بشر، نيازها و خواسته‌هاي او، شرايط اجتماعي- اقتصادي، و سياسي- ايدئولوژيكي، سكونتگاههاي مرتبطي بوجود مي‌آيند و به نوعي در خدمت رفع نيازهاي بشري قرار مي‌گيرند (هر چند در برهه‌هايي از زمان يا در بعضي از تفكرات، شهر مايه بدبختي بشر شناخته مي‌شود). اولين سكونتگاهها به شكل روستاهاي سنتي بودند و جديدترين آنها يعني ابرشهرها با بيش از 10 ميليون نفر جمعيت در پهنه اين كره خاكي ايجاد شده‌اند. از نظريات مربوط به پيدايش شهر اگر بگذريم، مي‌بينيم كه تا قبل از انقلاب صنعتي شهرها كاركرد اداري-سياسي و بعضا مذهبي يا تجاري داشته اند. در اين دوران ( ماقبل صنعتي شدن )، شهرها اغلب كم جمعيت ( بزرگترين شهر قبل از انقلاب صنعتي را مربوط به دوران امپراطوري روم مي دانند و گاهي جمعيت آن را تا يك ميليون نفر نيز گفته‌اند)، كم تراكم و داراي ابعاد انساني بوده‌اند. 

     از انقلاب صنعتي به بعد هست كه مي بينيم ساختار قبلي شكسته مي‌شود و به نوعي شهر كانون توليد و سرمايه مي شود. برخلاف دوران ماقبل صنعتي كه شهرها در كانون مجموعه‌هاي كشاورزي و روستايي شكل مي‌گرفتند و موتور محركه آنها مبتني بر توليدات روستايي و مازاد توليدي و اقتصادي آنها بود. در اين دوران اين شهر است كه عمل توليد را، آن هم توليد كالاي صنعتي بعهده مي‌گيرد. اين شهر است كه سرمايه و نيروي كار را به سوي خود جذب مي‌كند و كانون توليد و تمركز اقتصادي منطقه و نواحي اطراف خود مي‌گردد.

   نكته اي كه در اينجا بايد اشاره شود اينست كه با شكل گيري انقلاب صنعتي و پيدايش تاب و اتش توليد صنعتي، بهره‌وري و سود حاصل از كار صنعتي بر بخش صنعت پيشي مي‌گيرد و بخش كشاورزي را به رقابت فرا مي‌خواند. در اين ميان بخش كشاورزي نيز براي ايجاد توان رقابتي، تكنولوژي صنعتي را به خدمت مي‌گيرد. و اينجاست كه نيروي انساني مازاد بخش كشاورزي راهي جز پيمودن مسير شهر، و انتخاب اشتغال در بخش صنعت را به عنوان نيروي كار و در واقع كارگر روزمزد ندارد.

     روند شهرنشيني شتاب مي‌گيرد و در كشورهاي اروپاي غري(كانون انقلاب صنعتي بويژه انگلستان پيشرو صنعتي شدن) قرن 19، قرن شكل گيري شهرهاي بزرگ، متراكم و آلوده مي‌باشد. آلودگي ناشي از دود كارخانه‌هاي صنعتي و فاضلاب آنها كه در اوايل از آن بنام طلاي ناب ياد مي‌شد و ساكن شدن مهاجران روستايي در كنار اين مكان‌ها چهره‌ اسف باري را بوجود آورده بود.

     به نقل از كتاب دكتر شكوئي" در نيمه اول قرن نوزدهم، در شهر منچستر انگلستان، دود كارخانه‌ها و تاسيسات صنعتي به فضاي شهر تصويري مي‌داد كه تا آن زمان در تاريخ شهرنشيني ديده نشده بود. با اهميت و شهرت يافتن اين فضاي شهري، مشتاقان انقلاب صنعتي، صنعتگران، دانشمندان و بازرگانان از چهار گوشه جهان به شهر منچستر آمدند تا چشم انداز شهري را كه حاصل انقلاب صنعتي بود ببينند."

     بله، انقلاب صنعتي در واقع يك انقلاب شهري جديد نيز محسوب مي‌شد چراكه با اولين گام صنعتي شدن شهرها به سرعت رشد مي‌كردند و مملو از جمعيت مي‌شدند. بطور مثال شهر منچستر ( اولين شهر صنعتي جهان) از جمعيت 17000 نفر در سال 1760 به جمعيت 303382 نفر در سال 1851 رسيد. افزايش جمعيت و تراكم در شهرها درحالي صورت مي‌گرفت كه به موازات اين افزايش جمعيتي، خدمات شهري، بهداشت و درمان و آب آشاميدني سالم در همان سطح قبلي بود و اين بيانگر وضعيت اسف‌بار زندگي در دوران اوليه صنعتي شدن است. و اين زندگي اسف‌بار نيز مختص كارگران صنعتي و فقراي شهري بود. آلونك‌ها و خانه،هاي آلوده و غير بهداشتي در جوار كاخانه‌هاي كثيف، محل زندگي توده‌هاي مردم بود. و در اينجا بود كه مفهوم آزادي در سالهاي متمادي قرن نوزدهم بويژه 70 سال اول، رهايي از محيط‌هاي كثيف و بيماري زا بود.

     پيدايش شهر دو قطبي نيز از آثار انقلاب صنعتي بود. چرا كه در شهرهاي صنعتي، صنايع و كارخانه‌ها در مركز شهر قرار داشتند و در پيرامون آنها نواحي مسكوني و آلونك‌هاي كارگران فقير قرار داشت. اما نقاط زيباي شهر و در واقع نواحي دور از كارخانه‌ها و داراي آب و هواي مناسب مخصوص ثروتمندان و كارخانه‌داران بود و در همان اوايل انقلاب صنعتي فقير و غني از هم جدا شدند و هر كدام محله‌هاي مخصوص خود داشتند. در واقع نوعي جدايي‌گزيني طبقاتي بوجود آمد(طبقه فقير و طبقه غني).

     پيدايش مكتب‌هاي فلسفي-سياسي در مورد فضاي زندگي از يكطرف و از طرف ديگر در برابر شرايط اجتماعي و اقتصادي حاكم نيز تحت اين شرايط شكل مي‌گيرد. آرمان‌گرايان(سوسياليستهاي آرمانگرا و گروههاي آنارشيستي معتقد به جامعه محدود و دور از شهرها كه ظهور نهضت شهرهاي جديد به آنها بر‌مي‌گردد)، رفورميست‌ها (كه معتقد به برطرف كردن مسائل شهرهاي صنعتي در داخل آنها بودند و به نوعي اصلاحات را قبول داشتند.) و مخالفان و منتقدان سرمايه‌داري ( ماركس و انگلش كه از بزرگان سوسياليست هستند و شهر را كانون سرمايه‌داري و انواع بهره‌كشي مي‌دانند.) از اين قبيل هستند.

     اهداف برنامه‌ريزي شهري كه امروزه مطرح مي‌باشد بويژه در شهرهاي جهان سوم، به تفكرات رفورميستي در شهرهاي اوليه صنعتي برميگردد كه با حفظ ساختار و نظام موجود، بدنبال تامين حداقل شرايط بهداشتي-درماني و خانه‌سازي براي توده مردم بودند. بنوعي نيز اين تفكرات ( با توجه به ديدگاههاي راديكاها، سوسياليستها و آنارشيستها) از شگردهاي سرمايه‌داري در حفظ ساختار و وضعيت فعلي مي‌باشد كه با دادن امتيازاتي در برهه‌هاي خاص زماني، آشوب‌ها و اعتراضات بر عليه خود را فرو مي‌نشاند. ... ادامه دارد.

خوب اگر نظري داريد لطفا بيان بفرماييد.

در ادامه در روزهاي آتي به موارد زير مي پردازيم. ( براي رسيدن به هدف اصلي‌مان يعني ضرورت مديريت شهري در شهرهاي امروزي بويژه شهرهاي جهان سوم از جمله خودمان).

- ادامه روند شهرنشيني در غرب و وضعيت فعلي آنها               

- روند شهرنشيني در جهان سوم و نقش فرايند استعماري در شكل گيري شهرها

- مسائل و مشكلات شهرهاي جهان سوم

- لزوم مديريت شهري، عملكرد و نقش آن

    البته     هرگز نشه فراموش     سوال اصلي روشن

                        شهرها تا چه حدي قابل  برنامه ريزي هستند؟

 جملات قصار:

      شهرها نمودي از شرايط اجتماعي و اقتصادي حاكم بر جامعه هستند.         

                                                                دكتر حسين شكوئي

+ نوشته شده در  شنبه 1387/02/14ساعت 4:3 بعد از ظهر  توسط تیمور قادرمرزی  | 

منظور از برنامه ریزی شهری و منطقه ای

 

مشکل اینک زمانی ظاهر می شود که تلاش کنیم این توصیف را در مورد نوع مشخصی از برنامه ریزی ،که موضوع این کتاب است .یعنی برنامه ریزی شهری و منطقه ای (یا همانطور که هنوز غالبا خوانده می شود برنامه ریزی شهرک و حومه ) به کار بگیریم .در بسیاری از کشورهای پیشرفته مثل بریتانیا ،ایالات متحده ،آلمان یا ژاپن عبارت برنامه ریزی شهری یا برنامه ریزی شهرک اکیدا یک مکرر گویی است.یعنی از آنجا که اکثریت عظیمی از جمعیت در آمارها به عنوان جمعیت شهری طبقه بندی می شوند و در مکان هایی زندگی می کنند که به معنی عنوان شهری تعریف می گردند. برنامه ریزی شهرک به نظر می رسد که به سادگی به معنی هرنوع برنامه ریزی باشد .درواقع همانطورکه به خوبی مشهور است .برنامه ریزی شهری به شکل معمول و متعارف معنی محدودتر و دقیقتری دارد ،یعنی بع برنامه ریزی با یک عنصر فضایی یا جغرفیایی اشاره دارد که در آن هدف کلی تمهید یک ساختار فضایی از فعالیتها یا کاربری اراضی است به نحوی از شکل موجود بدون برنامه ریزی بهتر است .این نوع برنامه ریزی همچنین به عنوان برنامه ریزی کالبدی مشهور است ،شاید برنامه ریزی فضایی اصطلاحی خنثی تر و دقیق تر باشد.

اگر این نوع برنامه ریزی به شکل مرکزی دارای یک عنصر فضایی است ،بنابراین آشکارا تنها در صورتی معنی دار است که در اوج خود به یک بیان فضایی منجر شود .چه این یک نقشه بسیار دقیق و با جزییات باشد ،یا کلی ترین نمودار، به معنی اول و دقیق تر اصطلاح مزبور تا اندازه ای یک طرح است .به عبارت دیگر به نظر می رسد که برنامه ریزی شهری (یا برنامه ریزی منطقه ای ) حالت خاصی از برنامه ریزی عمومی است که جدا شامل عنصر طرح سازی یا نمایشی است .

عموما در عمل همین حالت جدا صادق است .به سادگی تفکر در مورد این نوع برنامه ریزی بدون نوعی نمایش فضایی ،به عبارت دیگر بدون یک نقشه غیر ممکن است .و سلسله مراحل سازمانی دقیق این نوع برنامه ریزی هرچه می خواهد باشد در عمل به جلو رفتن از نقشه های بسیار کلی (و به عبارت بهتر نموداری)  به سمت نقشه های بسیار دقیق یا طرح های کلی ،متمایل است .زیرا نتیجه نهایی یک چنین فرایندی عمل توسعه کالبدی است (یا در برخی موارد تصمیم گیری مبنی بر عدم توسعه و بلکه رها کردن زمین همانطور که هست ) .و توسعه کالبدی به شکل ساختمان ها یک طرح دقیق را لازم خواهد داشت .در سالهای اخیر مباحث و مشاجرات بسیار زیادی به مبهم کردن این واقیت متمایل بوده اند در بیشتر کشور ها برنامه ریزی فضایی یا شهرب ،آنطور که سالهاست ممارست می شود .هم پیش از جنگ جهانی دوم و هم بعد از آن بسیار دقیق و با جرییات بود .یعنی نتیجه آن مشتمل بود بر نقشه های بسیار دقیق بزرگ مقیاس که وضعیت تمام کاربری های اراضی و فعالیتها و توسعه های پیشنهادی را نشان می داد .درخلال دهه 1960 چنین برنامه های دقیقی مورد حمله بسیار قرار گرفتند .یعنی استدلال شد که برنامه ریزی به عوض تمرکز روی جزییات به تمرکز خیلی بیشتری روی اصول کلی نیازمند است: برنامه ریزی به عوض عرضه وضعیت مطلوب نهایی با جزییات کامل می باید روی آن فرایند یا توالی زمانی تاکید کند.که به وسیله آن مقرر است به هدف تائل شد : برنامه ریزی می باید از یک تصویر بسیار کلی شده و نموداری از توزیعات فضایی در هر برهه زمانی آغاز نماید و صرفا جزییات را هرگاه لازم شد تکه به تکه پر کند .این همانطور است که بعدا  خواهیم دید تفاوت اساسی در بریتانیا بین نظام محلی برنامه ریزی شهرک و حومه که به وسیله قانون تاریخی برنامه ریزی شهرک و حومه سال 1947 آغاز شد .و نظامی است که تحت قانون برنامه ریزی شهرک و حومه سال 1968 جانشین آن شد .

با این وجود نکته مرکزی این است که این نوع برنامه ریزی کماکان اساسا فضایی است –مقیاس و سلسله مراحل هرچه می خو.اهد باشد. این نوع برنامه ریزی دلمشغول تاثیر فضایی بسیاری از انواع مشکلات متفاوت و هماهنگی فضایی بسیاری از خط مشی های متفاوت است .مثلا برنامه ریزیان اقتصادی دلمشغول پیشرفت کلی اقتصاد ،معمولا در سطح ملی و گاهی اوقات در سطح بین المللی هستند .یعنی به ساختار در حال تکوین اقتصاد برحسب صنایع و مشاغل به عوامل تولید که به جریان کالاها و خدمات منجر می شود و به درآمدی که در نتیجه حاصل می شود و تبدیل مجدد آن به عوامل تولید و به مشکلات تبادل مب نگرند. برنامه ریزان اقتصاد منطقه ای به همان چیزها ،اما همواره از دیدگاه تاثیر فضایی خاص آن ها خواهند نگریست .آنها تاثیر متغیر فضا و فاصله جغرافیایی را روی این پدیده ها در نظر می گیرند . به شکلی مشابه برنامه ریزان اجتماعی دلمشغول نیازهای فردی و گروهی خواهند بود : آنها با ساختار اجتماعی متغیر جمعیت ، تحرک شغلی و تاثیرش بر سبک های زندگی و اسکان ،خانوار خانواده در رابطهبا عواملی مثل سن و ضغل و سابقه تحصیلاتی،در آمد خانوار و و تنوعاتش و عوامل اجتماعی و روانشناختی که به از هم پاشیدگی خود یا خانوار منجر می شوند دلمشغول خواهند بود. برنامه ریزان اجتماعی در دفتر برنامه ریزی شهری در همان علائق و دلمشغولی ها شریک هستند. اما همواره آن ها را با عنصر متشکله فضایی می بینند ؛  به عنوان مثال آن ها دلمشغول تاثیر تحرک شغلی روی نواحی درونی شهر – در مقایسه با حومه جدید – روی ساختار متغیر خانوار آن طور که بر بازار مسکن نزدیک مرکز شهر تاثیر می گذارد ،روی درآمد خانوار در رابطه با مولفه هایی مثل هزینه سفر برای خانواده کم درآمدی هستند که اشتغال در دسترس او ممکن است در حال انتقال به حومه های شهر باشد.

ربطه بین برنامه ریزی شهری و منطقه ای و انواع متنوع برنامه ریزی های تخصصی در این مثالها به شکل جالب توجهی شبیه رابطه جغرافیا ،به عنوان یک رشته دانشگاهی با سایر علوم اجتماعی ذیربط است . زیرا جرافیا نیز دارای وجوه متفاوتی است که هریک از آنها بر رابطه فضایی در یکی از این علوم مربوط تاکید می کند :جغرافیای اقتصادی تاثیر فضا و فاصله جغرافیایی را روی سازو کارهای تولید ، مصرف و تبادل تحلیل می کند : مشابها جغرافیای اجتماعی تاثیر فضایی روی اشکال رابطه اجتماعی را بررسی می نماید ،جغرافیای سیاسی به تاثیر مکان روی اقدامات سیاسی می نگرد .می توان از این مطالب استدلال کرد که برنامه ریزی فضایی یا برنامه ریزی شهری و منطقه ای ،اساسا جغرافیای انسانی در این جنبه های متنوع است که برای وظیفه مثبت اقدام جهت نیل به یک هدف فرعی مشخص تجهیز و از آن بهره برداری شده است .

بسیاری از مدرسان در دانشکده های برنامه ریزی با حرارت و اشتیاق  این مطلب را رد خواهند کرد .انها استدلال خواهند کرد که برنامه ریزی ،آنطور که آن را درس می دهند لزوما شامل جنبه های بسیاری است که به شکل متعارف در سلسله دروس رشته جغرافیا ،حتی سلسله دروسی که بر کاربردهای جغرافیا تاکید می کنند ،تدریس نمی شود . قانون مربوط به اراضی یکی از این هاست ؛مهندسی عمران مورد دیگری است .و طراحی عمران موردی دیگر.این درست است هرچند که بسیاری از افراد هم در درون و هم در بیرون دانشکده های برنامه ریزی استدلال خواهند کرد که همه این عناصر برای سلسله دروس رشته برنامه ریزی ضروری نیستند .آن چه صحیح به نظر می رسدآن است که بدنه مرکزی علوم اجتماعی که به جغرافیا مربوط می شوند و جنبه های فضایی آنها که به عنوان بخش هایی از جغرافیای انسانی تدریس می شوند – مثل اقتصاد ،جامعه شناسی ، سیاست و روانشناسی – جدا هسته موضوع برنامه ریزی شهری و منطقه ای را تشکیل می دهند .منظور از کلمه( موضوع ) آن بخش است که در واقع برنامه ریزی می شود. با  وجود این قابل بحث است که عنصر مهم دیگری در آموزش برنامه ریزی وجود دارد که در این بدنه از علم اجتماعی تحت پوشش نیست : یعنی مطالعه خود فرایند برنامه ریزی ،طریقی که ما روی موضوع کالبدی یا انسانی اعمال کنترل و فراوری می کنیم تا در خدمت اهداف تعریف شده آنها باشند.طبق این تمایز روش برنامه ریزی چیزی نخواهد بود که تمام انواع برنامه ریزان در آن مشتکند – چه برنامه ریزان آموزشی باشند چه نظامی یا هخر نوع دیگر ؛ جغرافیا و علوم اجتماعی ذیربطش موضوع عجیب آن بخش خاص از برنامه ریزی را تشکیل می دهند که برنامه ریزی شهری و منطقه ای خوانده می شود .

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/10ساعت 10:24 قبل از ظهر  توسط تیمور قادرمرزی  | 

   نورمن فاستر

1935   نورمن فاستر ، در اول ماه ژوئن در شهر منچستر متولد شد .

1953  پس از اتمام دوره متوسطه ، به صورت نيمه وقت و به عنوان منشی در تالار شهر منچستر شروع به کار کرد . سپس به خدمت سربازی رفت و در حين خدمت در نيروی هوايی ، در زمينه مهندسی الکترونيک مهارت يافت و اطلاعاتی در مورد هواپيما کسب کرد . در نهايت ، به دليل علاقه به هولپيماهای گلايدر به يک خلبان ماهر تبديل شد .

1955  پس از اتمام دوره دوساله سربازی ، در دفتر دو تن از معماران منچستر مشغول به کار شد .

1956  با ثبت نام در دانشگاه معماری منچستر ، به فراگیری دروس نسبتا سنتی ( در مقایسه با دروس و و رويکرد های متفاوت در انجمن معماران لندن و مدرسه ی معماری لیورپول ) پرداخت . با اين حال ، در اين سال ها توانست مهارت های منحصر به فردی در زمينه ی فنون ترسيم و ارائه به دست آورد .

1959  در اين سال يکی از ترسيم های او به عنوان يک کار درسی ، موفق به دريافت مدال نقره ای RIBA شد .

1961  او در اين سال ديپلم معماری و مجوز طراحی شهری خود را دريافت کرد . در همطن زمان ، مدال هی وود و مدال برنز انجمن معماران منچستر به وی اهدا شد . علاوه بر اين ، با قبولی در بورسيه ی تحصيلی انجمن ساختمان سازان ، به فلاوشيپ هنری نايل شد . پس از آن برای گذراندن دوره دو ساله ی تخصصی در دانشگاه ييل به آمريکا رفت . وی در آنجا تحت تاثير پل رادولف ، سرج چرمایف و وين سنت اسکالی قرار گرفت و در همين زمان با ريچارد راجرز ( که مانند خود او دانشجوی بورسيه بود ) و جيمز استرلينگ ( که برای مدت کوتاهی در همان مدرسه تدريس می کرد ) ملاقات کرد .

1962  فاستر مدرک فوق ليسانس معماری را با موفقيت دريآفت کرد . سپس گردش معماران را از سواحل شرقی ايالات متحده تا کاليفرنیا آغاز کرد و در اين سفر ، روند توسعه ی معماری مدرن را از فرانک لويد رايت تا چالز آيمز بررسی و دنبال کرد .

1963  پس از بازگشت به انگلستان با همکاری ريچارد راجرز ، گروه طراحی " گروه 4 " را در لندن تشکيل داد . ديگر همکاران آنها در اين گروه عبارت بودند از : سور راجرز ، همسر ريچارد راجرز ، و جورجيا والتون که با راجرز در انجمن معماران لندن تحصیل کرده بود . مدتی بعد ، وندی چيزمن ( فارغ التحصیل مدرسه معماری بارتلت دانشگاه لندن که بعدها همسر فاستر شد ) نيز به آنها ملحق شد . البته از همان آغاز ، عضویت جورجیا بالتون ( که دفتر اصلی او در هامپ استید بود ) حالتی ظاهری داشت و تاثير چندانی بر رابطه آنها نداشت .

1964  در اين سال با وندی چيزمن ازدواج کرد که ثمره آن ، دو فرزند به نام های " تی " و " کال " است .

1966  در اين سال به عضويت انجمن معماران سلطنتی انگلستان در آمد .

1967  فاستر همراه با " گروه 4 " ساختمانی را طراحی کرد که وی را به شهرت جهانی رساند . اين ساختمان ، کارخانه رليانس در سوئد بود که آخرين بنای ساخته شده توسط این گروه است زیرا اين گروه در همان سال منحل شد . سپس نورمن و وندی فاستر با هدف ايجاد يک مرکز برای طراحی و تحقيقات ، دفتر معماری فاستر و همکاران را تاسيس کردند . در اين دفتر در مجاورت باغ کوونت قرار داشت .

1968  در حین طراحی پروژه تئاتر ساموئل بکت ، با ريچارد باکمينيستر فولر آشنا شد که بعد ها ، تاثير عميقی در انديشه و کارهای فاستر گذاشت . آشنايی ، سر آغازی بود برای دوستی و همکاری طولانی پر ثمری که تا زمان مرگ اين استاد آمريکايی ( يعنی سال 1983 ) ادامه داشت .

1971  در اين ، دفتر معماری فاستر و همکاران به طبقه همکف ساختمانی در خيابان فيتزروی ( که فقط چند صد متر از برج اداره پست فاصله داشت ) منتقل شد. تجهيز و طراحی داخلی اين دفتر ، بستری بود برای بررسی و آزمايش مفاهیم و مصالحی که بعده ها هسته اصلی فلسفه کار فاستر را شکل داد .

1974  فاستر به عنوان نايب انجمن معماری انتخاب شد . شرکت او که قبلا با يک شرکت نروژی به نام " شرکت خطوط کشتی رانی فرداولسن " همکاری داشت ، دفتری در اوسلو تاسيس کرد و ابتدا کارهايی برای اين کار فرمای نروژی انجام داد ؛ سپس با کارفرماهای ديگر در نقاط مختلف کشور همکاری کرد .

1975  در اين سال ، ساخت دفترهای شرکت بيمه ويليس ، فابروداماس در ايپسوويچ به پايان رسيد و اين پروژه ، شرکت فاستر را به شهرت جهانی رساند .

1978  ساخت مرکز های هنرهای تجسمی سانز بوری ، آغاز مرحله ی مهم و درخشانی در زندگی حرفه ای او شد . پروژه های ارزشمند ديگری را برای او و همکارانش به ارمغان آورد .

1979  در اين سال شرکت بانکداری هنگ کنگ و شانگهای از وی دعوت کرد که همراه شش شرکت بين الملی ديگر ، در مسابقه ای محدود با موضوع طراحی دفتر مرکزی اين بانک شرکت کند . با انتخاب طرح فاست به عنوان طرح برگزيده ، اجرای اين پروژه به شرکت وی واگذار شد .

1980  فاستر در اين سال به عضويت انجمن معماران آمريکايی در آمد ، علاوه بر اين ، در همين سال دکترای افتخاری دانشگاه انجلیای شرقی به او اعطا شد . در بيست و چهارم ژوئن نيز ، در مراسم اهدا مدال طلای سال 1980 به جيمز استرلين سخنرانی کرد .

1981  در اين سال با شرکت در مسابقه محدود طراحی ورزشگاه سرپوشيده فراکفورت آمين ، جايزه طرح برگزيده را دريافت کرد . در همين زمان ، معماری او در يکی از برنامه های مستند هنری BBC معرفی شد و مورد بررسی قرار گرفت .

1982  در اين سال ، دفتر آنها به خيابان گریند پورتلند و در مجاورت دفتر های شرکت REBA منتقل شد . همچنين به عنوان يکی از اعضای هيئت علمی دانشکده صنعتی هنر لندن انتخاب شد .

1983  در اين سال ، فاستر بالاترين رتبه اين حرفه را از آن خود کرد و " مدال طلای سلطنتی " رشته معماری را دريافت نمود . اين مدال ، جايزه بين الملی ارزشمندی است که در سال 1848 ، ملکه ويکتوريا برای پيشرفت حرفه معماری در نظر گرفته بود . در مراسم  اهدا این جايزه ، با کمينيستر فولر سخنرانی کرد . فاستر در اين سال به عضويت دانشگاه سلطنتی در آمد . پس از برگزاری يک مسابقه ی محدود با شرکت گروه منتخب معماران ، از فاستر برای طراحی مرکز جدیدی برای BBC در منطقه ی پورتلند دعوت شد . اين مرکز در مقابل کليسای آل سولز اثر جان ناش قرار دارد .

1984  در مسابقه محدودی که شورای شهر نايمز برای طراحی يک مدياتک و مرکز هنرهای معاصر در آن شهر برگزار کرد ، طرح فاستر برنده شد . در همين سال اتحاديه ی بين المللی معماران ، جايزه آگوست پره را به وی اهدا کرد .

1986  دانشگاه بت ، دکترای افتخاری علوم را به فاستر اعطا نمود . علاوه بر اين ، وی در مراسم بازگشايی بنایيادبود اريک ليونز در RIBA سخنرانی کرد. در همين سال ، دو نمايشگاه مهم از کارهای او برپاشد : يکی در انجمن معماران فرانسه در پاريس ( بازگشايی در ژانويه ) و ديگری در دانشگاه سلطنتی لندن ( بازگشايی در اکتبر ) . وی جايزه موسسه طراحی ژاپن را به خود اختصاص دا . شرکت او نيز در همين سال در مسابقه تغيير شکل و بازسازی يک سايت 48 هکتاری در منطقه کينگزکراس در لندن برنده شد . اين پروژه ، در نوع خود بزرگترين و وسيع ترين طرح شهر سازی در اروپا است و شامل تفکيک طيف وسيعی از عملکردهای مختلف می باشد. از جمله اين عملکردها می توان به ايستگاه تونل راه آهن متصل به پارک بزرگ اشاره کرد که اطراف آن از ساختمانهای مسکونی و اداری پوشيده شده است . اين پروژه و پروژه ی چهارراه پاترنوستر ، آغاز مرحله جديدی از اجرای پروژه هايی در مقياس شهری بود . در سال بعد ، اين شرکت طرح های شهری مختلفی برای شهرهای زير طراحی و اجرا کرد: کمبريج ( 1989 ) ؛ نايمز، کانس و برلين ( 1990 ) ؛ گرينويچ ( 1991 ) ؛ روتردام ، لودن شيد و يوکوهاما ( 1992 ) ؛ بافت تاريخی چارترس ، کورفو و ليسبون ( 1993 ) . هم اکنون اين شرکت در حال انجام پروژه ای برای تغيير شکل و بازسازی قسمت وسيعی از مرکز شهر بارسلون است که مساحت سايت آن بيش از 220 هکتار است .

1988  ظرفيت بالای اين شرکت باعث شد که بتواند به مجموعه ی وسيعی از برنامه ها و پروژه های کلان مقياس پاسخگو باشد . یکی از اين پروژه ها ، برج مخابرات بارسلون است که به منظور آماده سازی شهر برای مسابقات المپيک در نظر گرفته شده است . نمونه های ديگر اين پروژه ها ، مترو شهر بيلبائو ، پل دره گذری در منطقه ی رنس در فرانسه و ايستگاه زيرزمينی کاناری وارف در لندن ( 1991 ) است .

1989  اين مصادف بود با فوت زود هنگام وندی ( همسر نورمن ) که آغازفعاليت حرفه ای نورمن همراه او بود و پس ازهمکاری در" گروه 4 "

، يکی از موسسان دفتر معماری فاستر و همکاران بود .

1990  سازمان حفاظت از محيط زيست انگلستان ، ساختمان شرکت بيمه ويليس ، فابر و داماس در ايپسوويچ ( 74-1973 ) را جزء ساختمان های ارزشمند ( از نظر تاريخی ، معماری و سازگاری با محيط زيست ) اعلام کرد و مدال معتمدين RIBA را به نورمن فاستر اعطا نمود . در همين سال ، فاستر عنوان " سر " گرفت . در اين زمان ، دفتر معماری فاستر و همکاران ( که از اين پس دفتر معماری سر نورمن فاستر و همکاران ناميده خواهد شد ) به ساختمان نوسازی در کيلومتر 22 جاده ی هستار در نزديکی رودخانه تيمز نقل مکان کرد . در اين دفتر جديد ، تمام عملکرد های گوناگون مربوط به کارگاه ماکت سازی و مصالح ، بايگانی پرونده ها ، کتابخانه و آرشيو فيلم های ويدئويی و عکس ، همگی زير سقف گرد آمده اند .

1991  دانشگاه معماری فرانسه ، به وی مدال افتخار اعطا کرد . در همين سال ، چندين پروژه ی جديد و ارزشمند را به اتمام رساند ؛ از جمله فرودگاه استانزتد، مرکز تلويزيونی آی تی ان ، نگارخانه های ساکلر ( که ملکه اليزابت دوم آنها افتتاح کرد) و برج سده در توکيو که همه آنها علاوه بر دريافت جوايز متعدد ، مورد ستايش تمام جهان قرار گرفت . در مراسم بازگشايی ساختمان کرسنت وينگ ، مرکز هنر های تجسمی سانزبوری نمايشگاهی بر پا کرد که حاصل شش سال فعاليت حرفه ای فاستر را به نمايش گذاشت . در نمايشگاه دو سالانه ی ونيز ، غرفه ی بريتانيا نيز تعدادی از طرح های فاستر و پنج معمار ديگر انگليسی را به نمايش در آورد .

1992  دانشگاه و موسسه ی هنر و ادبيات آمريکا در نيويورک ، جايزه يادبود آرنولد برونر را به وی اعطا نمود . دانشگاه هامرسايد به او دکترای افتخاری داد. برپايی چندين نمايشگاه در شهرهای پاريس ، بوردوکس ، رنس و آرسن سنان ، بر ارزش و اعتبار فاستر در اروپا افزود . در همين سال ، وی در چندين مسابقه معماری برنده شد که مهمترين آنها عبارتند از : فرودگاه جديد هنگ کنگ ، پارک مشاغل برلين ، مجموعه تسهيلات المپيک در منچستر و قسمت الحاقی آن به موزه ی ماقبل تاريخ در پرووانس .

1993  وسعت پروژه ها و تعدد قراردادهای بين المللی باعث شد که اين شرکت ، دفتر هايی در شهر های برلين ، فرانکفورت ، هنگ کنگ ، نايمز و توکيو دایر کند . شرکت معماری سرنورمن فاستر و همکاران در آلمان ، در مسابقه طراحی پارلمان جديد برلين برنده شد . از ديگر موفقيت های وی در مسابقات معماری می توان به طرح موزه جنگ در هارتل پول و طرح مجموعه ی نمايشگاهی در ليسبون اشاره کرد .

پروژه ی مرکز هنرهای معاصر در شهر نايمز فرانسه افتتاح شد . اين پروژه به دليل مشکلاتی که برای برگزاری مسابقه ( 1983) بوجود آمد ، با مدتی تاخير انجام شد . ولی اين مشکلات در ساخت مدرسه ی متوسطه شهر فرژو وجود نداشت . طراحی اين مدرسه ، در سال 1991 به مسابقه گذاشته شد . انجمن معماران آمريکايی نيز ، در همين سال مدال طلای خود را به سر نورمن فاستر اعطا نمود

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/10ساعت 10:16 قبل از ظهر  توسط تیمور قادرمرزی  | 

لوئيس ساليوان

 «لوييس ساليوان» معمار بزرگ آمريكايي و «پدر معماري مدرن» در چنين روزي به دنيا آمد. او با تفكرات و عقايد منحصربه فردش توانست تحولي شگرف در هنر و صنعت معماري به وجود آورد و تاثيرات عميق او بر كسي پوشيده نيست. ساليوان بنيانگذار مدرسه معماران شيكاگو است و «فرانك لويدرايت» معمار افسانه اي آمريكايي از شاگردان او بوده است. «لوييس هنري ساليوان» در سوم سپتامبر ۱۸۵۶ در شهر بوستون به دنيا آمد و مدت كوتاهي در «موسسه فناوري ماساچوست» (ام آي تي) به تحصيل مشغول شد و دريافت كه قادر است تحصيلات دبيرستان خود را يك سال زودتر تمام كند و با گذراندن يكسري امتحانات، دو سال در دانشگاه پيش بيفتد. او تنها ۱۶ سال داشت كه وارد دانشگاه ام آي تي شد و پس از يك سال تحصيل به فيلادلفيا رفت و براي خود شغلي در كنار معماري به نام «فرانك فرنس» (Frank Furness) پيدا كرد.
ركود اقتصادي سال ۱۸۳۱ بسياري از زحمات «فرانك فرنس» را بر باد داد و او به واسطه مشكلات مالي مجبور به اخراج «ساليوان» شد. در اين زمان «ساليوان» به شيكاگو رفت تا در جريان ساختمان سازي آن شهر كه پس از وقوع يك آتش سوزي گسترده در سال ۱۸۷۱ آغاز شده بود شانس خود را بيازمايد. او خيلي خوش شانس بود كه موفق شد در كنار «ويليام لبارون جني» مشغول به كار شود. «جني» اولين معماري است كه از اسكلت فلزي در اجراي ساختمان بهره برده. پس از كمتر از يك سال فعاليت در كنار «جني»، «ساليوان» به قصد تحصيل بار سفر بست و يك سال در دانشگاه هنر پاريس مشغول به فراگيري شد. پس از اتمام دوره آموزشي به شيكاگو بازگشت در حالي كه هنوز هجده سالگي اش تمام نشده بود. او چند سال بعد را به فعاليت در كنار معماران مختلفي گذراند تا اينكه در سال ۱۸۷۹ «دانكمار آدلد» معمار مشهور آن زمان، «ساليوان» را استخدام كرد و يك سال بعد او را در شركت خود شريك كرد. اين اتفاق سرآغاز دوران پيشرفت و موفقيت ساليوان بود. طي اين سال ها «ساليوان» و «آدلد» موفقيت هايي پي درپي به دست آوردند كه از جمله آنها مي توان به طرح و اجراي تالار سخنراني شهر شيكاگو در سال ۱۸۸۹ اشاره كرد كه در پايان پروژه «ساليوان» و «آدلد» طبقه بالاي اين ساختمان را به عنوان آتليه خود انتخاب كردند. از ديگر موفقيت هاي اين دو شريك مي توان به ساختمان واگن سازان (Wainwright Building) در سنت لوييس اشاره كرد كه اولين آسمانخراش تاريخ معماري جهان به شمار مي رود. «لوييس ساليوان» اولين معماري است كه روش صحيح استفاده از اسكلت فلزي در ساختمان هاي بلند و مزاياي آن را به طرز بهينه اي مورد استفاده قرار داد. از آنجايي كه در ساختمان هايي كه با اسكلت فلزي بنا مي شوند معمولاً غير يك يا دو دهنه ديوار برشي در ساير نقاط ساختمان نه تنها عضو باربري وجود ندارد كه به عنوان مثال از ديوارهاي ساختمان فقط به دليل پوشندگي و محافظت سرمايي گرمايي استفاده مي شود و هيچ خاصيت باربري ندارد. «ساليوان» با علم به اين نكته در ساختمان هاي بلند از پنجره هايي با ابعاد بزرگ بهره مي برد كه نه تنها باعث روشنايي بيشتر فضاي داخلي مي شد كه با حذف ديوارها و ضخامت پائين شيشه هاي پنجره سطح مفيد ساختمان افزايش يافت. توجه ساليوان به مزاياي اسكلت فلزي موجب شد محدوديت هاي دست و پاگير مهندسي كه هميشه بر سر راه طراحان معمار وجود داشته است تا حدي از بين برود و اين تحولي شگرف در معماري مدرن را باعث شد. در سال ۱۸۹۰ «ساليوان» يكي از ۱۰ معمار منتخبي بود كه براي اجراي ساختمان «نمايشگاه جهاني كلمبيا» كه قرار بود در سال ۱۸۹۳ در شيكاگو برگزار شود انتخاب شد. ساختماني كه بعدها «شهر سفيد» لقب گرفت. از ديگر شاهكارهاي خلق شده «ساليوان» مي توان به ساختمان عظيم ترمينال شيكاگو و «دروازه طلايي» كه طاقي است عظيم كه در «شهر سفيد» قرار دارد اشاره كرد. شراكت «آدلد» و «ساليوان» پس از اجراي فروشگاه زنجيره اي «كارسون پيري اسكات» به اتمام رسيد و در پي انحلال شركت «ساليوان» يك دوره بيست ساله را با سيري نزولي چه در زمينه مالي و چه زمينه احساسي سپري كرد. از او به پاس تلاش ها و زحمات بسيار در هنر معماري بارها تقدير شد و در سال ۱۹۲۲ به عنوان يك طراح خبره از مسابقه اي كه براي طرح و اجراي «برج تريبيون» برگزار شده بود شديداً انتقاد كرد. يك برج با اسكلت فلزي و نمايي از سنگ كه ساختمان هاي سنگي معماري گوتيك را تداعي مي كرد اما ساليوان يك تحريف بزرگ تاريخي را در طراحي آن كشف كرده بود. «لوييس ساليوان» عاقبت در چهاردهم آوريل ۱۹۲۴ در شيكاگو چشم از جهان فروبست. «فرانك لويد رايت» كه به نوعي شاگرد او محسوب مي شد مراسم تدفين اين معمار بزرگ را كه در زمان مرگ فقير و تنها در اتاق هتلي در شيكاگو درگذشته بود آبرومندانه برگزار كرد. اكنون كه سال ها از مرگ او مي گذرد هنوز تاثير تفكرات اين اولين معمار پيشرو در معماري جهان به چشم مي خورد

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/10ساعت 10:6 قبل از ظهر  توسط تیمور قادرمرزی  | 

<فرانک لويد رايت

 

 رايت : " در آغاز پي بردم که سکونتگاه اساسا مانند غار نيست بلکه مانند سرپناهي وسيع در هواي آزاد هم آهنگ با چشم انداز به بيرون و درون است ."
رايت : " نگذاريد ديوار سقف و کف اکنون شريک يکديگر نشوند بلکه جزئي از يکديگر باشند و هر يک بر ديگري و در ديگري تاثير بگذارند . "
رايت بين سالهاي 1916تا 1922 به ژاپن سفر کرد و در ژاپن هتل امپريال را در توکيو طراحي کرد . در اين سالها شديدا تحت تاثير معماري ژاپن بود . ارتباط خانه با محيط ، الهام از طبيعت ، معماري ارگانيک ( ژاپني ) ، سياليت فضاهاي داخلي . دومدرسه معماري شمال و جنوب در شيکاگو و نيومکزيکو ، تاسيس کرد .
در کل مي توان معماري رايت را چنين توصيف کرد : معماري ارگانيک ، ترکيب ساختمان با طبيعت و نه تحميل ساختمان بر طبيعت ، ساختمان بايد در دل تپه ساخته شود و به صورت افقي ( که در رقابت با طبيعت مطرح نشود ) ، مصالح بکار رفته بايد منطبق با همان طبيعت که ساختمان ساخته مي شود باشد . شکل ساختمان بي قاعده و منفصل بندي شده و اين عمل نه تنها بدليل عملکرد ها بلکه به دليل بي قاعده گي طبيعت بستر ساختمان ، توجه به مورفولوژن سايت و توجه به عملکرد و تکنولوژي ساخت ، يکي از شاخصه هاي اصلي در طراحي مسکن رايت آتشگاه در مرکز خانه و تنها عنصر عمودي معماري رايت بود و اين عنصر عمودي بقيه فضاهاي مسکن را سازمان مي داد .
منبع الهام کارهاي رايت : هنر و صنايع ( هنر و پيشه ) - ساختمانهاي ژاپني - مکتب شيکاگو
شاهکارهاي معماري رايت :
Falling Water House (1937) Pennsylvania
Guggenhiem Museum (1956-1959) Newuork

در کل سه هدف عمده رايت عبارتند از :
ارتباط سيال بين داخل و خارج با گشودگي هاي مداوم و عناصر برنامه ريزي شده افقي بودن چشمگير آنها که ارتباط کامل با زمين به وجود مي آورد . تقارن محوري براي تمرکز سياليت در نقاط مشخص ، براي نمونه در جلوي بخاري يا به سمت منظر اصلي ( چشم انداز ) بکار گرفته شده است .

پسشگامان معماري مدرن

Frank Lioyd Wright ( 1869- 1959 )

بين سالهاي 1893- 1887 دردفتر آدلر و سوليوان کار مي کرد . قسمت اول فعاليتهاي رايت که تا سال 1910 ادامه داشت شامل تعداد زيادي خانه هاي مسکوني بود .
لارکين - Larkin House ( 1905 )
کيساي اوک پارک - Oak Park - ( 1906 ) - معبد يگانگي - The Unity Temple
ايلينوين - Hickox house ( 1900 )


نظريات رايت در مورد معماري ، در سال 1930 ، اصول برنامه ريزي برگرفته شده از کتاب رايت در معماري و دموکراسي :

1- کم کردن ديوارهاي داخلي و ايجاد يک محيطي براي جريان هوا ، نور و چشم انداز به طوري که در کل پيوسته نشان داده شود .
2- هماهنگ ساختن بنا با محيط خارج ( ثابت شده است که سطوح گسترده افقي بهترين وسيله براي ايجاد همبستگي است )
3- پلان آزاد
4- نشان دادن پي ها به صورت سکوي آجري کوتاه براي قرار گرفتن خانه بر روي آن
5- عدم استفاده از مصالح متنوع ، استفاده از مصالح جديد
6- دادن تناسبات منطقي و انساني به تمام درها و پنجره ها
7- قرار دادن تاسيسات حرارتي درداخل ساختمان ( آتشگاه در مرکز ساختمان ) تاسيسات روشنايي و لوله کشيها در استخوان بندي ساختمان بطوري که جزئي از پيکره ساختمان باشد .
8- مبلمان ساختمان به عنوان عناصر ارگانيک معماري و طرح آنها از بنا و الهام گرفته از آن باشد .
9- حذف تزئينات ( دوره هاي معماري ) حذف ظرايف کاريها

لارکين - Larkin Bulding ( 1902-6 ) Newyork
ويلتيس - Willitts House ( 1902 )
کونلي - Coonley House
روبي - Robie House ( 1909 ) Chicago
ماشين و صنعت به نظر رايت وسيله اي است که توسط آن مي توان ميان مصالح ساختماني و تصور نزديکي بيشتري ايجاد کرد .

 لوکوربوزيه

چارلز ادوارد ژنر معروف به لوکوربوزيه Charles Edouard Jeannert ( 1887-1965 )
لوکوربوزيه در شهر لاشو دوفن ( La Chaux-De-Fonds ) سوئيس در سال 1887 م . متولد شد . او به عنوان يک گراورکار ( سازنده قالب ساعت ) آموزش ديد و در سن پانزده سالگي جايزه اي در نمايشگاه 1902 م . تورين به خود اختصاص داد .
ساختمانهاي کلبه مانند در اوائل جواني خود ( بيست سالگي ) در سوئيس طراحي کرد . يکي از خصوصيات بارز اين کلبه ها تاثير هنر جديد است که در آن تزئينات را به مثابه سنت و گذشته معماري سوئيس به کار برد .
لوکوربوزيه در سالهاي اوليه شکل گيري آثارش به يک ايده آليست شباهت بيشتري دارد و براي او هندسه يک الگوي سمبليک است . لوکوربوزيه در اين دوران شروع به مطالعه آثار نيچه و براي او هنرمند فردي در تماس با يک نظم عالي تر است ، نظمي که موجب ايجاد اشکالي مي شود که دنيايي را تحت سلطه خود در مي آورد .
موضوع نقاشيهايي که لوکوربوزيه به نام سبک P urism ( پوريسم ) مي کشيد اشيايي همچون گيتار ، بطري و لوله بود . ( ديدگاه پوريسم يک نوع افلاطون گرايي خاص بود . در اين ديدگاه خطوط بيروني بطري و گيتار در حد اشکال هندسي تنزل داده شده است و در موازات سطوح تصوير ترسيم شده اند ، خطوط بيروني و رنگها متمايز و شاداب بوده ، تنش و کشش عيني آن با به هم غلتيدن ابهامات فضايي اصول کوبيست ، در قبال منازل متفاوت از يک شي در آن به نظم کشيده شده است .
او در سن 24 سالگي در دفتر آگوست پره کار کرد و خواص بتن را آموخت . مدتي به برلين رفت و در دفتر پيتر بهرنس مشغول کار شد .Peter Behrens ( 1868-1940) پدر معماري مدرن . اوسالها بعد در آلمان تحت تاثير ورک و کارهاي والتر گروپيوس بود . در اين برداشت او تحت تاثير مصالح معماري از جمله شيشه و ورقهاي فلزي بود و شروع به برداشت اين نيازدر تلفيق ميان هنر و ماشين نمود .
تاثير بعدي که در آثار لوکوربوزيه مشاهده مي شود مربوط به مسافرتها و اسکيسهاي او از مساجد استامبول ، ساختمانهاي يونان ،کشورها حوزه مديترانه و خاور دور است . اما بيشترين تاثير گذاري بواسطه آکروپليس در آتن است . وي همه روزه به مدت يک ماه از پارتنون ديدن کرد . گاها هر بار ساعتها وقت خود را صرف اسکيس از زواياي مختلف آن مي کرد و همين بود که بعدها پارتنون رابا يک ماشين مقايسه مي نمود .
اولين ساختماني که طراحي کرد خانه D omino بود در سال 1915 ، نشان دادن اسکلت يک ساختمان با بتن مسلح است .
در سال 1923 تفکرات تئوري خود را در کتاب " به سوي يک معماري " بيان مي کند . او تکنيک و هنر را دو ارزش هم رديف با هم تعريف مي کند . نظريات لوکوربوزيه بدين شرح است :

1- معماري بايد تحت کنترل ترسيمات نظم دهنده هندسي قرار گيرد .
2- عناصر معماري جديد را مي توان در توليد صنعتي ، کشتي و هواپيما باز شناخت .
3- ابزار معماري جديد روابطي هستند که به مصالح خام ارزش مي دهند . ظاهر ساختمان به صورت انعکاس داخل آن و تناسبات و عناصر نما به عنوان پديده هاي خالص ذهني .
4- خانه بايد مانند ماشين سري وار ساخته شود .
5- تغييرات شرايط اقتصادي و فني ، الزاما انقلابي در معماري پديد آورد .

او در کتاب بعدي اش به نام " هنرهاي تزئيني امروز " ( 1925 ) گفت که " خانه ماشيني است براي زندگي کردن " اين جمله ، شعار انقلابي ترين تمرين از معماري مدرن است .
در سال 1926 لوکوربوزيه اصل براي يک معماري مدرن را ارائه کرد . اين اصول به شرح زير است :
1- پيلوتي 2- بام باغچه ( ساختمانهايي با بامهاي مسطح ) 3- پلان آزاد 4- پنجره هاي طولي 5- نماي آزاد .
تمام ايم 5 اصل لوکوربوزيه در ساختمان ويلاي ساووا ( 30- 1928 ) رعايت شد .

اولين خانه هاي لوکوربوزيه :

خانه دم - اينو Domino House ( 1915 )

معماري به اساسي ترين عوامل سازنده خود ، ستون ، سقف ، کف و پله تجزيه شده است . طرح اين خانه هاي پيش ساخته را در نظر مهندسين مورد توجه قرار داد .

خانه سيتروئن C itrohan House (1920 )

خانه را براي کارگران طراحي کرد ولي در حد پروژه باقي ماند . استفاده کردن از بام به عنوان حياط و ساختمان به صورت پيلوتي .

ويلا ساووا Villa savoye ( 1928-1930 )
در سايتي خارج از پاريس ساخته شد . رعايت 5 اصل لوکوربوزيه در اين طرح ديده مي شود . ارتباط بين ساختمان با طبيعت ، استفاده کردن از رامپ در دو بخش ، يک قسمت در داخل بنا و قسمت ديگر در امتداد ديوار خارجي تا تراس ، طراحي پله در وسط خانه و تاکيد روي آن ، گرايش تنديس گونه بودن ساختمان .


آپارتمان مسکوني مارسي United Habitation ( 1947- 52 )

اين ساختمان 18 طبقه با نام خانه لوکوربوزيه معروف است و وي به خاطر اين ساختمان جايزه لژيون ولور را گرفت . 1925 ساختمان براي 1600 نفر با 337 آپارتمان ، يک اطاقه تا آپارتمانهايي که براي خلنواده هاي 8 نفره هستند . فروشگاهها در 2 طبقه مياني و انعکاس آن در نماي ساختمان . فروشگاهها عبارتند از مغازه هاي خواربار فروشي و سرويس دهي ، دفتر پست ، در طبقه 17 يک رستوران و مهد کودک براي 150 کودک و استخري کم عمق ، تراسي به ابعاد 24 در 165 متر مخصوص ورزشو امور اجتماعي است . صاف کاري نکردن محل قالبهاي بتن در نماي ساختمان به خاطر طبيعي ديده شدن آن و زبر پيلوتي .
لوکوربوزيه در روز افتتاحيه گفت : " در هر گوشه اي از اين بنا اثر چوب و يا جاي ميخ و چکش خوردگي را مي توان ديد . بتن مانند سنگ ، چوب يا سفال به صورت طبيعي در آمده است .حقيقتا مي توان تصور کرد بتن به اندازه سنگ زيباست و آن را در ساختمانها به حالت طبيعي خود باقي گذاشت . "

Chapel Of Ronchamp ( 1950-4 )
اين کليسا در ستايش تحت تاثير معماري آکروپليس يونان ، از يک شيب پايين به بالا مي آيد و اين امر باعث مي شود ساختمان به صورت تنديس گونه به نظر بيايد . ديوارهاي رمانسک ، سازه باربر ، پنجره هايي بدون هيچ تناسبات و معياري در نما کار شده و سقف به صورت صدف است .

CIAM کنگره جهاني معماري مدرن :
ساخاتمان مجمع ملل در ژنو طرح لوکوربوزيه رد شد . تعريف کمال مطلوب حرفه معماران جهاني کردن معماري مدرن .
1- در بيانيه لاسارا 1928 م . لوکوربوزيه بيانيه کنگره را در يک نقشه مصور شده نشان داد . روزي معماري معاصر نيروهاي مخالف که در مجامع رسمي قدرت هستند پيروز خواهد شد.
2- دومين کنگره در فرانکفورت در سال 1929 م . برگزار شد و موضوع بيانيه خانه هاي ارزان قيمت بود و براي اولين بار والتر گروپيوس و آلوار آلتو شرکت کردند .
3- سومين کنگره در بلژيک در سال 1930 م . برگزار شد . موضوع کنگره استفاده منطقي از زمين براي ساختمانها بود .
4- چهارمين کنگره در يونان در سال 1933 م . برگزار شد . منشور آتن ، اين کنگره مهمترين کنگره سيام بود زندگي ، کار ، تفريح ، عبور و مرور .
5- پنجمين کنگره در پاريس در سال 1937 م . برگزار شد و موضوع آن محل سکونت و محل تفريح بود .
6- ششمين کنگره در آمريکا در سال 1939 م . برگزار شد سنت معمول CIAM از بين رفت و قرار شد هر معمار در مورد کارهايش بحث کند . مباحث اين کنگره در کتاب " ده سال معماري مدرن " در سال 1951 در آلمان چاپ شد .
7- هفتمين کنگره در ايتاليا در سال 1949 برگزار شد و موضوعش مسئله زيبايي در معماري بود .
8- هشتمين کنگره در انگلستان در سال 1951 برگزار شد مرکز شهر حق پياده روندگان .
9- نهمين کنگره در فرانسه در سال 1953 برگزار شد و موضوع آن محيط طبيعي انسان بود.
10- دهمين کنگره در يوگوسلاوي برگزار شد .
کار CIAM با بحث درباره ساختن ارزان قيمت (1929) و سپس در سال 1930 با بحث درباره نحوه استفاده منطقي از زمين ، نخستين مطالعه درباره وضعيت شهر با در نظر گرفتن چهار اصل زندگي ، کار ، تفريح و عبور و مرور در سال 1934 ( منشور آتن ) در سال 1951 سيما و چگونگي بوجود آمدن مراکز شهر مورد مطالعه قرار گرفت و بين سالهاي 1957 تا 53 شهر به عنوان محيطي براي زندگي طبيعي آدميان مورد مطالعه قرار گرفت .
CIAM در اواخر معماري مدرن از بين رفت . در اين زمان معماري مدرن تثبيت شده بود .


شهرسازي لوکوربوزيه

لوکوربوزيه در سال 1924 کتاب شهر آينده را در پاريس منتشر کرد . در اين کتاب شهرهاي آمريکا بخصوص نيويورک و شيکاگو را بخاطر آسمانخراش هاي مرتفع و خيابانهاي چند طبقه ستود . لوکوربوزيه شهرهاي آينده را شهري تجسم نمود که از آسمانخراش هاي عظيم و مرتفع تشکيل شده است و آپارتمانهاي چند عملکردي و حدود 100 هزار نفر گنجايش . در اين ساختمانها آپارتمانهاي مسکوني ، ادارات ، فروشگاهها ، مدارس ، مراکز تجمع و کليه احتياجات يک محله بزرگ فراهم است . ساکنان اين مجتمعها از دود و سر و صداي ترافيک اتومبيلها به دور هستند و به جاي آن از آفتاب و ديدن مناظر زيبا لذت مي برند .
براساس اين کتاب دوشهر در دهه 50 ميلادي طراحي شد . شهر شانديگار Chandigarh در هند ، طرح لوکوربوزيه در سال 1950 ، و شهر برازيليا که توسط اسکارنيماير Oscar Neimeyer يکي از شاگردان لوکوربوزيه به عنوان پايتخت برزيل ساخته شد .

درست است که در اين دو شهر آسمانخراش 100 هزار نفري وجود ندارد ولي بلوکهاي مکعب شکل با فاصله هاي زياد از يکديگر تبلوري واضح از ايده لوکوربوزيه است .
اين دو شهر در دهه هاي 60 و 70 توسط پست مدرنها ، رابرت نچوري و برنت برولين . به عنوان سمبل شهرسازي مدرن مورد نقد قرار گرفت . آنها گفتند که فاقد هر نوع هويت تاريخي و فرهنگي است .
در ايران نمونه اينگونه شهرسازي ، شهرک اکباتان است . طرح در دهه 50 شمسي .


Mies Van Der Rohe ( 1886-1969 )

در سال 1886 در آخرن متولد شد . بين سالهاي 1908 تا 1911 در دفتر پيتر بهرنس کار کرد . در سال 1909 کارخانه توربين سازي بهرنس استفاده کردن از شيشه و آهن در ميس وندروهه تاثير گذاشت در همان دوره ميس وندروهه تحت تاثير شينکل Shinkel و بعدها تحت تاثير معماري کلاسيک و اکسپرسيونيسم آلمان بود .
ميس تحت تاثير هنر دستايل ، تاثير بهرنس در بکار بردن مصالح جديد و پلان آزاد رايت بود .
مي وندروهه گفته است :
" اکنون در ساختمان موضوع استخوان و پوست مطرح است .
من نمي خواهم جالب باشم من مي خواهم خوب باشم .
تکنولوژي مي تواند مشکلات اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي زمان معاصر را حل کند ."
در کل مي توان گفت به همان اندازه که ستون دوريک براي يونانيان اهميت داشت ، تير آهن براي ميس وندروهه اهميت دارد .
شعار اصلي ميس وندروهه :
" کمتر بيشتر است ، Less Is More "
" معماري کيک عروسي نيست ، Architecture Isn't A Wedding Cake "

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/10ساعت 10:4 قبل از ظهر  توسط تیمور قادرمرزی  | 

مطالب قدیمی‌تر